تبليغاتX
for life-

for life-

بینایی

خدا را چگونه بشناسیم

 

برای مشاهده روی لینک زیر کلیک کنید

                                              خدا را چگونه بشناسیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/08ساعت 18:16  توسط مبهم  | 

100 حدیث دیگر از پیامبر و امامان

حدیث (1) امام رضا علیه السلام فرمودند:
 تزاوَرُوا تحـابـوا و تصـافحُـوا و لا تحـاشمـوا
به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.

(بحارالانوار،ج78،ص 347)

حدیث (2) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
 کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.

(بحار الانوار ، ج 70، ص 249 )

حدیث (3) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
 ان السعید، کل السعید، حق السعید من أحب علیا فی حیاته و بعد موته
همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)

حدیث (4) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
نحن وسیلته فی خلقه و نحن خاصته و محل قدسه و نحن حجته فی غیبه و نحن ورثه أنبیائه
ما اهل بیت رسول خدا(ص) وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیل های روشن خداییم و وارث پیامران الهی

(شرح‌ نهج‌ البلاغه‌ لابن‌ ابی‌ الحدید ، ج‌ 16 ، ص‌ 211)

حدیث (5) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
قاریءُ الحدید، و اذا وقعت، و الرحمن، یدعی فی السموات و الارض، ساکن الفردوس
تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده می شوند 

(کنزالعمال ، ج‌ 1 ، ص582)

حدیث (6) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
خیارکم الینکم مناکبة و اکرمهم لنسائهم
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.

(دلال الامامه و کنزالعمال ، ج‌ 7، ص225)

حدیث (7) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
حبب الی من دنیاکم ثلاث: تلاوة کتاب الله و انظر فی وجه رسول و الانفاق فی سبیل الله
از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1-تلاوت قرآن 2-نگاه به چهره رسول خدا 3-انفاق در راه خدا

(وقایع الایام خیابانی، جلد صیام، ص295)

حدیث ( 8) حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
فجعل الله...اطاعتنا نظاما للملة و امامتنا أمانا للفرقة
خدا اطاعت و پیروی از ما اهل بیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقه ها قرار داده است.

(بحار الانوار، ج 43، ص 158)

حدیث ( 9) امام رضا علیه السلام فرمودند:
لا یستَکمِلُ عَبدٌ حقیقةَ الایمانِ حَتَّى تَکونَ فیهِ خِصالُ ثَلاثٍ: اَلتَّفقُّهُ فِى الدّینِ وَحُسنُ التَّقدیرِ فِى المَعیشَةِ، وَالصَّبرُ عَلَى الرَّزایا.
هیچ بنده ‏اى حقیقت ایمانش را کامل نمى ‏کند مگر این که در او سه خصلت باشد: دین‏ شناسى، تدبر نیکو در زندگى، و شکیبایى در مصیبت‏ها و بلاها.

(بحار الانوار، ج 78، ص 339، ح1 )

حدیث (10) امام رضا علیه السلام فرمودند:
مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر
آن کسى که نفسش را محاسبه کند، سود برده است و آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است.

(بحار الأنوار، ج 78، ص 352، باب 26، ح 9)

حدیث (11) امام رضا علیه السلام فرمودند:

مَن رَضى عن الله تعالى بالقَلیل مِن الرّزق رضَى الله منه بالقَلیل مِنَ العَمل
هر کـس به رزق و روزى کم از خدا راضى باشد، خداوند از عمل کم او راضى خواهد بود

(بحـارالانـوار،ج 78،ص 357)

حدیث (12) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد

(تحف العقول ، ص 251)

حدیث (13) امام رضا علیه السلام فرمودند:
مَـن فـرّج عن مـومـن فـرّج الله عَن قَلبه یـَوم القیمة
هر کس اندوه و مشکلى را از مومنى بر طرف نماید خداوند در روز قیامت انـدوه را از قلبش بر طرف سازد

(اصول کافى، ج 3، ص 268)

حدیث (14) امام حسین علیه السلام فرمودند:
أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع ی و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

(محجه البیصاء ج 4،ص 228)

حدیث (15) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق
رستگـار نمی ی مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

(تاریخ طبرى،ص 1،ص 239)

حدیث (16) امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ
بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ 476)

حدیث (17) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا
کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69)

حدیث (18) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند

(بحارالانوارج/ 93 ص/ 294)

حدیث (19) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ
گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

(حیات امام حسین ج 1 /ص 183)

حدیث (20) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:

انما یداق الله العباد فی الحساب یوم القیامة علی قدر ما اتاهم من العقول فی الدنیا
خدا در روز قیامت نسبت به حساب بندگانش به اندازه عقلی که در دنیا به آنها داده است باریک بینی می کند

(اصول کافی ج 1 /ص 12)

حدیث (21) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

طلب العلم فریضة علی کل مسلم، الا ان الله یحب بغاة العلم
طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، همانا خدا جویندگان علم را دوست دارد.

(اصول کافی ج 1 /باب دوم/ص 35)

حدیث (22) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

خَیرُ الأصحابِ مَن قَلَّ شِقاقُهُ و کَثُرَ وِفاقُهُ.
بهترین یاران کسی است که ناسازگاریش اندک باشد و سازگاریش بسیار

(تنبیه الخواطر، ج2، ص123 )

حدیث (23) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

إنَّ الصَّدَقَة َلتُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ
صدقه، خشم پروردگار را فرو می‌نشاند.

(کنزالعمال، ح161143 )

حدیث (24) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ.
عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.

(تحف العقول، ص448)

حدیث (25)  رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
مَن رَدَّ عَن عِرضِ اَخیهِ المُسلِمِ وَجَبَت لَهُ الجَنَّةُ اَلبَتَّةَ
هرکس آبروی مؤمنی را حفظ کند، بدون تردید بهشت بر او واجب ی.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

حدیث (26) امام صادق علیه السلام فرمودند:
أَقرَبُ ما یَکُونُ العَبدُ إلَی اللهِ وَ هُوَ ساجِدٌ
نزدیکترین حالات بنده به پروردگارت حالت سجده است.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

حدیث (27) امام صادق علیه السلام فرمودند:
إنَّ اللهَ عَزَّوَجَّلَ یََرحَمُ الرَّجُلَ لَشُدَةِ حُبِّ لُوَلَدُه.
براستی که خداوند عزوجل رحم می نماید مرد را، به سبب شدت محبت او به فرزندش.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

حدیث (28) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

(بحار الانوار ، ج 3 ، ص 397)

حدیث (29) امام علی علیه السلام فرمودند:
اَلمُؤمِنُ بَشرُهُ فی وَجِهِهِ وَحُزنُهُ فی قَلبِهِ
شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است.

(نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره325)

حدیث (30) امام علی علیه السلام فرمودند:
 اَلعِلمُ کَنزٌ عَظیمٌ لایَفنی
علم گنج بزرگی است که با خرج کردن تمام نمی ی

(غرور الحکم و در الکلم)

حدیث (31)رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
اَلعِبادَهُ سَبعونَ جُزء، اَفضَلُها جُزءً طَلَبُ الحَلالِ
عبادت هفتاد جزء است و بالاترین و بزرگترین جزء آن کسب حلال است.

(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال)

حدیث (32) امام حسین علیه السلام فرمودند:
اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ
بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

(الدره الباهره ، ص24)

حدیث (33) امام باقر علیه السلام فرمودند:
اِصبِروا عَلی اداء الفَرائضِ، وَ صابِروعَدُوُّکُم ، وَ رابِطو امامَکُمُ المُنتَظَرِِ
صبر کنید برگزاردن احکام شرع و شکیبایی ورزید در برابر دشمنتان و آماده و حاضر یراق باشید برای امامتان که در انتظار او هستید.

(غیبه النعمانی، ینابیع الموده)

حدیث (34) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

من آنَس بِالله اِستوحَشَ مِنَ النّاس
کسی که با خدا مانوس باشد، از مردم گریزان گردد

(مسند الامام العسکری، ص287)

حدیث (35) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ
تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.

(بحار الانوار، ج78، ص377)

حدیث (36) امام علی علیه السلام فرمودند:

اَللِّّّسانُ سَبُعٌ، اِن خُلّیَ عَنهُ عَقَرَ
زبان، حیوان درنده است، اگر رها ی می گزد.

(نهج البلاغه)

حدیث (37) امام حسن عسکری (ع):

کَفاکَ ادبا تَجنُّبُکَ ما تَکرهُ مِن غَیرکَ
در مقام ادب همین بس که آنچه برای دیگران نمی پسندی، خود از آن دوری کنی

(مسند الامام العسکری، ص288)

حدیث (38) امام حسن عسکری (ع):

ان الوصول الی الله عزوجل سفر لا یدرک الا بامتطاء اللیل
وصول به خداوند عزوجل سفری است که جز با عبادت در شب حاصل نگردد

(مسند الامام العسکری، ص290)

حدیث (39) امام حسن عسکری (ع):

التواضع نعمة لایحسد علیها
تواضع و فروتنی نعمتی است که بر آن حسد نبرند

(تحف العقول، ص489)

حدیث (40) امام حسن عسکری (ع):

لَیسَ مِنَ الاَدَبِ اِظهارِ الفَرَح عِندَ المَحزونِ
اظهار شادی نزد غمدیده، از بی ادبی است

(تحف العقول، ص489)

حدیث (41) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:

المومن برکة علی المومن و حجة و علی الکافر
مومن برای مومن برکت و برای کافر، اتمام حجت است.

(تحف العقول، ص489)

حدیث (42) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:

مَن لَم یجِد لِلاساءَةِ مَضَضّا لَم یکن عِندَهُ لِلاِحسانِ مَوقعٌ.
کسی که مزه رنج و سختی را نچشیده، نیکی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد.

(بحارالانوار، جلد 78، ص333)

حدیث (43) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:
أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ
بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند،‌ انتظار فرج و گشایش است.

(تحف العقول، ص403)

حدیث (44) امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:

خُذُوا الکلِمَةَ اطَّیبَةَ مِمَّن قالَها و إن لَم یعمَل بِها
سخن طیب و پاکیزه را از هر که گفت بگیرید،‌ اگر چه او خود،‌ بدان عمل نکند.

(تحف العقول، ص391)

حدیث (45) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:

مَن أرادَ أن یکنَ‌ أقوَی النّاسِ‌ فَلیتَوکل عَلی اللهِ
هر که می خواهد که قویترین مردم باشد بر خدا توکل نماید.

(بحار الانوار،7 ، ص143)

حدیث (46) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:

أوشَک دَعوَةً‌ وَ أسرَعُ إجابَةُ دُعاءُ المَرءِ لاِخیهِ‌ بِظَهرِ الغَیبِ.
دعایی که بیشتر امید اجابت آن می رود و زودتر به اجابت می رسد،‌ دعا برای برادر دینی است در پشت سر او.

(اصول کافی،ج1 ،ص52)

حدیث (47) امام علی علیه السلام فرمودند:

اُحصُدِ الشَّرَّ مِن صَدرِ غَیرِک بِقَلعِهِ مِن صَدرِک.
قلب خود را از کینه دیگران پاک کن،‌ تا قلب آنها از کینه تو پاک ی.

(الامالی، ج2، ص 174)

حدیث (48) امام علی علیه السلام فرمودند:

مَن ظَنَّ بِكَ‌ خَیرَاً فَصَدِق ظَنَّه.
کسی که به تو گمان نیکی برد، گمانش را (عملاً) تصدیق کن.

(نهج البلاغه نامه 31)

حدیث (49) امام علی علیه السلام فرمودند:
اَلعَفافُ زِینَهُ‌ الفَقرِ، وَ الشُّکرُ زِینَهُ الغِنَی. 
خویشتن داری، زینت فقر است و سپاس گزاری زینت غنا و توانگری.

(تحف العقول ص 75)

حدیث (50) امام علی علیه السلام فرمودند:

إِذَا ختَشَمَ المُومِن أَخَاهُ فَقَد فَارقَهُ
به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست.

(محاضرات ج2 ص28)

حدیث (51) امام علی علیه السلام فرمودند:

قِیمَهُ کلَّ امرِی ءٍ مَا یحسِنُهُ
قیمت و ارزش هر کس به اندازه ی کاری است که به خوبی می تواند انجام دهد.

(بیان و التبین ص 179)

حدیث (52) امام علی علیه السلام فرمودند:

بِکَثرَةِ الصَّمتِ تَکون الهَیبَهُ، وَ بِالنَّصَفَهِ یَکثُر المُوَاصِلونَ
کثرت سکوت موجب ابهت و بزرگی است و انصاف مایه فزونی دوستان است.

حدیث (53) امام علی علیه السلام فرمودند:
لا تَرَی الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً اَو مُفَرِّطاً.
همیشه جاهل: یا افراط گر و تجاوزکار و یا کندرو و تفریط کننده است.

(النهایه،جلد 3 ص 435)

حدیث (54) امام علی علیه السلام فرمودند:

اَکثَرُ مَصَارعِ‌ العُقُولِ تَحتَ بُرُوقِ المَطَامِعِ.
قربانگاه عقلها غالبا در پرتو طمعها است.

(محاضرات ج 1 ص 251)

حدیث (55) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:

قُولُوا لِلنّاسِ‌ أحسَنَ ما تُحِبُّونَ أن یقالَ لَکم.
به مردم بگویید بهتر از آن چیزی که می خواهید به شما بگویند.

(محاضرات ج 1 ص 251)

حدیث (56) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:

افضل العبادة عفة البطن و الفرج
بالاترین عبادت، عفت شکم و شهوت است

(تحف العقول، ص 296)

حدیث (57) امام علی علیه السلام فرمودند:

ثمَرَهُ التَّفِریطِ النَّدامَهُ، وَ ثَمَرَهُ الحَزمِ السَّلامَهُ
ثمره تفریط و کوتاهی پشیمانی است و ثمره دور اندیشی سلامت.

(محاظرات ج2 ص 313)

حدیث (58) امام علی علیه السلام فرمودند:

أشَدُّ الذُّنُوبِ مَا استَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ.
سخت ترین گناهان آن است که صاحبش آن را کوچک بشمرد.

 (نهج البلاغه حکمت 348)

حدیث (59) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:

ما عَرَفَ اَللهَ مَن عَصاهُ.
خدا را نشناخته آن که نافرمانی اش کند

(تحف العقول ص294)

حدیث (60) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
لا یکونُ اَلعَبدُ عالِماً حَتّی لا یکونَ حاسِداً لِمَن فَوقَهُ و لا مُحَقِّراً لِمَن دُونَهُ.
هیچ بنده ای عالم نباشد تا اینکه به بالا دست خود حسد نبرد و زیر دست خود را خوار نشمارد.

(تحف العقول ص293)

حدیث (61) امام علی علیه السلام فرمودند:
اَعجَزُ النَّاسِ مَن عَجَزَ عَنِ اکتِسابِ الاِخوَانِ، وَاَعجَزُ مِنهُ مَن ضَّیعَ مَن ظَفِرَ بِهِ مِنهُم
عاجز ترین مردم کسی است که از بدست آوردن دوست عاجز بماند و از او عاجزتر کسی است که دوستان بدست آورده را از دست بدهد

(الامالی ص 110)

حدیث (62) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:
اَلمُومِنُ مِثلُ کفَّتی المیزانِ کلَّما زیدَ فی ایمانِهِ زیدَ فی بَلائِهِ.
مومن همانند دو کفه ترازوست. هرگاه به ایمانش افزوده گردد، به بلایش نیز افزوده می گردد

( تحف العقول ص 408)

حدیث (63) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:
اَفضَلُ العِبادَةِ بَعدَ المَعرِفَةِ إِنتِظارُ الفَرَجِ.
بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند، انتظار فرج و گشایش است.

(تحف العقول ص 403)

حدیث (64) امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:
لا تُمار فَیذهَبَ بَهاوُک وَ لا تمازح فَیجتَرَاُ عَلَیک
جدال مکن که ارزشت می رود و شوخی مکن که بر تو دلیر شوند

(تحف العقول ص 486)

حدیث (65) امام علی علیه السلام فرمودند:
یابنَ آدَمَ ما کسَبتَ فَوقَ قُوَّتِک ، فَاَنتَ فیهِ خازِنٌ لِغَیرِک.
ای فرزند آدم! هرچه بیشتر از مقدار خوراکت به دست آوری خزانه دار دیگران خواهی بود.

(مروج الذهب ج 2 ص 246)

حدیث (66) امام علی علیه السلام فرمودند:
لا یعابُ المَرءُ بِتَاخیرِ حَقهِ اِنمَا یعابُ مَن اَخَذَ ما لَیسَ لَهُ.
برای انسان عیب نیست که حقش تاخیر افتد، عیب آن است که چیزی را که حقش نیست بگیرد

(الامالی ج 1 ص 76)

حدیث (67)پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
لکل شیئى زکاة و زکاة الابدان الصیام
براى هر چیزى زکاتى است و زکات بدنها روزه است.

(الکافى، ج 4، ص 62)

حدیث (68) امام علی علیه السلام فرمودند:
صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام
روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه ‏هاست.

(غرر الحکم، ج 1 ص 416)

حدیث (69) امام صادق علیه السلام فرمودند:
اذا صمت فلیصم سمعک و بصرک و شعرک و جلدک.
آنگاه که روزه مى ‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه ‏دار باشند.(یعنى از گناهان پرهیز کند.)

(الکافى ج 4 ص 87)

حدیث (70) امام رضا علیه السلام فرمودند:

من قرا فى شهر رمضان ایة من کتاب الله کان کمن ختم القران فى غیره من الشهور.
هر کس ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند مثل اینست که درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند.

(بحار الانوار ج93، ص346)

حدیث (71) پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.
رمضان ماهى است که ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.

(بحار الانوار،ج93،ص342)

حدیث (72) امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
لا فَضیلَةَ کالجِهادِ ، ولا جِهادَ کمُجاهَدَةِ اَلهَوی
فضیلتی چون جهاد نیست ، و جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست

(تحف العقول ص 286)

حدیث (73) امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند:
لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الغالِبِ وَ لا تَتَّکل عَلَى القَدَرِ إِتَّکالَ المُستَسلَمِ.
چون شخص پیروز در طلب مکوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مکن [بلکه با تلاش پیگیر و اعتماد و توکل به خداوند، کار کن].

(تحف العقول ، ص 236 )

حدیث (74) امام صادق علیه السلام فرمودند:
اثافى الاسلام ثلاثة: الصلوة و الزکوة و الولایة،لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتیها
سنگهاى زیربناى اسلام سه چیز است: نماز، زکات و ولایت که هیچ یک از آنها بدون دیگرى درست نمى‏ ی.

(کافى جلد2، ص 18)

حدیث (75) امام علی علیه السلام فرمودند:
لا غِنَی کالعَقلِ، و لا فَقرَ کالجَهلِ، و لا میراثَ کالاَدَب و لا ظَهیرَ کالمُشاوَرَه
هیچ ثروتی چون عقل و هیچ فقری چون جهل و هیچ میراثی چون ادب و هیچ پشتیبانی چون مشورت نخواهد بود.

(تحف العقول ص89)

حدیث (76) امام صادق علیه السلام فرمودند:

ان من تمام الصوم اعطاء الزکاة یعنى الفطرة کما ان الصلوة على النبى (ص) من تمام الصلوة
تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنى فطره است، همچنان که صلوات بر پیامبر (ص) کمال نماز است

(وسائل الشیعه، ج 6 ص 221)

حدیث (77) امام علی علیه السلام فرمودند:
رُبِّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُهُ ، وَ عِلمُهُ مَعَهُ لا ینفَعُهُ.
چه بسیارند دانشمندانی که جهلشان آنها را کشته در حالی که علمشان با آنهاست، اما به حالشان سودی نمی دهد.

(ارشاد ص144)

حدیث (78) امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند:
اَشَدُّ النّاس اجتهاداً مَن تَرَک الذُّنوبَ.
کوشنده ترین مردم کسی است که گناهان را رها سازد.

(تحف العقول ، ص 489)

حدیث (79) امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:
اِیاک وَ المِزاحَ فَاِنَّهُ یذهَبُ بِنُورِ ایمانِک
از شوخی (بی مورد) بپرهیز، زیرا که شوخی نور ایمان تو را می برد.

(بحارالانوار،ج78،ص321)

حدیث (80) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

اثنان یعلهما الله فی الدنیا البغی وعقوق الوالدین.
دو چیز را خداوند در دنیا کیفر میدهد : تعدی و ناسپاسی پدر و مادر.

(کنز العمال، ج 16، ص 462، ح 45458)

حدیث (81) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

ادعوا الله و اََنتم موقنون بالاجابة واعلموا اَنَّ الله لا یستجیبُ دعاء من قَلب غافل لاه.
خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که خداوند دعا را از قلب غافل بیخبر نمی پذیرد

(کنز العمال، ج2، ص72)

حدیث (82) امام صادق علیه السلام فرمودند:
الـرغبه فـى الـدنیـا تـورث الغم و الحزن والزهـد فـى الدنیا راحه القلب و البـدن.
رغبت و تمایل به دنیا مایه غم و اندوه و زهد و بـى میلى به دنیا سبب راحتى قلب و بدن است.

(تحف العقول، ص 358)

حدیث (83) امام صادق علیه السلام فرمودند:

مَن عَرَفَ اللهَ خافَ اللهَ و مَن خافَ اللهَ سَخَت نَفسَهُ عَنِ الدُّنیا.
هر که خدا رابشناسد ترس او در دلش می افتد و هر از خدا ترسان باشد نفسش از دنیا باز می ماند.

(جهاد النفس، ص 83)

حدیث (84) امام کاظم علیه السلام فرمودند:
افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفة به ، الصلوة
بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است.

(تحف العقول،ص455)

حدیث (85) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
انَّ الدینارَ وَ الدُّرهَمَ اَهلَکا مَن کانَ قَبلکم و هُما مُهلِکاکم.
همانا دینار و درهم پیشینیان شما را به هلاکت رساند و همین دو نیز هلاک کننده شماست.

(جهاد النفس، ص 247)

حدیث (86) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.
هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.

(بحار الانوار،ج 4،ص 19)

حدیث (87) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.
کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.

(مقتل خوارزمی،ج 1،ص239)

حدیث (88) امام حسن علیه السلام فرمودند:

المسؤول حر حتی یعد ، ومسترق المسؤول حتی ینجز.
انسان تا وعده نداده ، آزاد است . اما وقتی وعده میدهد زیر بار مسؤولیت میرود ،و تا به وعدهاش عمل نکند رها نخواهد شد .

(بحار الانوار،ج78،ص113)

حدیث (89) امام علی علیه السلام فرمودند:

خالطوا الناس مخالطه ان متم معها بکوا علیکم ، و ان عشتم حنوا الیکم
با مردم آنچنان معاشرت کنید که اگر بمیرید بر مرگ شما اشک ریزند و اگر زنده بمانید به شما عشق ورزند.

(نهج البلاغه)

حدیث (90) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من حاول اَمرا بمعصیة الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.
کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می ی .

(بحارالانوار،ج78،ص120)

حدیث (91) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس . 
کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

(بحارالانوار،ج78،ص126)

حدیث (92) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
لا فقر اَشد من الجهل ، لا مال اَعود من العقل . 
هیچ تهیدستی سخت تر از نادانی و هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست .

(اصول کافی،ج1،ص30)

حدیث (93) امام علی علیه السلام فرمودند:

لکل شی ء وجه و وجه دینکم الصلاة
هر چیز دارای سیماست ، سیمای دین شما نماز است .

(بحار الانوار،ج82،ص227)

حدیث (94) امام صادق علیه السلام فرمودند:
 اَحبّ اخوانى الى من اهدى الى عیوبى
محبـوبتـرین بـرادرانـم نزد من، کسـى است که عیبهایـم را به من اهدا کنـد.

(تحف العقول،ص366)

حدیث (95) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها
کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید

(بحارالانوار،ج،83ص20)

حدیث (96) امام علی علیه السلام فرمودند:
العلم وراثه کریمه ، و الاداب حلل مجدده ، و الفکرمرآه صافیه
علم میراث گرانبهائی است و ادب لباس فاخر و زینتی است و فکر آئینه ای است صاف

(نهج البلاغه)

حدیث (97) امام محمدباقر علیه السلام فرمودند:
من ترک الجماعة رغبة عنها و عن جماعة المسلمین من غیر علة فلا صلاة له
کسی که از روی بی میلی ،بدون عذر و علت نمازجماعت را که اجتماع مسلمانان است ترک کند، نمازی برای او نیست.

(امالی شیخ صدوق،ص290)

حدیث (98) امام علی علیه السلام فرمودند:
من صلی رکعتین یعلم مایقول فیهما انصرف و لیس بینه و بین الله - عز وجل - ذنب
هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند چه می گوید، از نماز فارغ می ی، درحالی که میان او و میان خدای عز و جل گناهی نیست.

(اصول وافی،ج2،ص100)

حدیث (99) امام حسین علیه السلام فرمودند:
من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.
کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند

(بحار الانوار،ج75،ص128)

حدیث (100) امام علی علیه السلام فرمودند:
اَکبَرُ العَیبِ اَن تَعیبَ ما فیک مِثلُهُ.
بزرکترین عیب آن است که آنچه را که مانند آن در خود توست عیب بشماری.

(جهاد النفس)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/08ساعت 18:14  توسط مبهم  | 

عکس

 
برای مشاهده عکس در اندازه ی واقعی روی آن کلیک کنید
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/08ساعت 18:12  توسط مبهم  | 

شكيات نماز

شكيات نماز

 

     



درس هفتم : شكيات نماز
شكيات بر 23 قسم است ، هشت قسم آن نماز را باطل مى كند و به شش قسم آن نبايد اعتنايى كرد و نه قسم آن صحيح است .
شكهاى باطل :
اگر يكى از اين شكها را براى نمازگزار پيش آيد، نمازش باطل است :
1- شك در شماره ركعتهاى نمازهاى دو ركعتى
2- شك در شماره ركعتهاى نماز سه ركعتى
3- در شكهاى نمازهاى چهار ركعتى كه پاى يك در ميان باشد.
4- اگر در نمازهاى چهار ركعتى پيش از تمام شدن سجده دوم شك كند.
5- شك بين 2 و 5 يا 2 و بيشتر از 5.
6- شك بين 3 و 6 يا 3 و بيشتر از 6.
7- شك بين 4 و 6 و يا 4 و بيشتر از 6.
8- شك در ركعتهاى نماز كه نداند چند ركعت خوانده
شكهائى كه نبايد به آن ها اعتنا كرد:
1- شك در چيزى كه نمازگزار از محل آن گذشته است مثل اينكه در ركوع شك كند كه آيا حمد و سوره را خوانده يا نه .
2- شك بعد از سلام نماز
3- شك بعد از گذشتن وقت نماز
4- شك كسى كه زياد در نماز شك مى كند كه به او كثيرالشك مى گويند.
5- شك امام در شماره ركعتهاى نماز در صورتى كه ماءموم آن را بداند و يا شك ماءموم در ركعتهاى نماز در صورتى كه شماره آن را امام بداند كه در صورت اول ، امام با رجوع به ماءموم رفع شك از خود مى كند و در صورت دوم ، ماءموم ، با رجوع به امام ، وظيفه خود را انجام مى دهد.
6- شك در نمازهاى مستحبى
شكهاى صحيح
در نه صورت اگر نمازگزار در شماره ركعتهاى نماز چهار ركعتى شك كند بايد به دستورات زير عمل نمايد:
1- نمازگزار بعد از سربرداشتن از سجده دوم شك كند دو ركعت خوانده يا سه ركعت ، بنا را بر سه مى گذارد و يك ركعت ديگر را مى خواند و نماز را تمام مى كند سپس يك ركعت نماز احتياط ايستاده ، يا دو ركعت نشسته مى خواند.
2- شك بين دو و چهار بعد از سجده دوم ، بنا را بر چهار مى گذارد و نماز را تمام مى كند و دو ركعت نماز احتياط مى خواند.
3- شك بين دو و سه و چهار بعد از سجده دوم بنا را بر چهار مى گذارد و نماز را تمام مى كند آنگاه دو ركعت نماز احتياط ايستاده و دو ركعت نشسته مى خواند
4- شك بين چهار و پنج بعد از سجده دوم كه بنا را بر چهار مى گذارد و نماز را تمام نموده و بعد از نماز، دو سجده سهو مى كند.
5- شك بين سه و چهار در هر كجاى نماز كه باشد بنا را بر چهار مى گذارد و نماز را تمام مى كند وبعد يك ركعت نماز احتياط ايستاده مى خواند.
6- شك بين چهار و پنج در حال ايستاده كه بايد نمازگزار بدون ركوع بنشيند و تشهد را بخواند و نماز را سلام دهد و يك ركعت نماز احتياط ايستاده را بخواند.
7- شك بين سه و پنج در حال ايستاده كه بايد نماز گزار بدون ركوع بنشيند و تشهد را بخواند و سلام دهد و دو ركعت نماز احتياط را ايستاده بخواند.
8- شك بين سه وچهار و پنج در حال ايستاده كه بايد نمازگزار، بنشيند و سلام دهد سپس دو ركعت نماز احتياط ايستاده و دو ركعت نشسته بخواند.
9- شك بين پنج و شش در حال ايستاده كه بايد نمازگزار بنشيند و تشهد بخواند و سلام دهد سپس دو سجده سهو را بجا آورد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/08ساعت 18:1  توسط مبهم  | 

حكم شرعي تقلب در امتحان

حكم شرعي تقلب در امتحان


     


من الان دو سال است که در دانشگاه آزاد در رشته حقوق قبول شده ام و مشغول به تحصيل هستم که قبل از قبول شدن در دانشگاه در دوران تحصيلم در درس هايي تقلب کرده بودم که در دو تا از اين درس ها مطمئن به تاثير تقلبم هستم و در بقيه درسها که دقيق تعدادشان را نمي دانم در تاثير تقلبم شک دارم و در بعضي مواقع مانند دادن کنکور به يکي دو نفر کمي کمک کرده ام و در زماني هم که تقلب مي کردم متوجه خلاف شرع بودن و اثرات تقلب نبودم حالا با در نظر گرفتن اين كه اگر تقلبم رو مي گرفتند نمره هايم صفر مي شد خواهش مي کنم به اين سوالات به طور دقيق جواب بدهيد و اگر کوچک ترين اشکالي باشد مصلحت رو در نظر نگيريد.
1. چون من ديپلم و پيش دانشگاهي رو با تقلب گرفته بودم اجازه دادن کنکور رو نداشتم و با قبول شدنم حق يک نفر را ضايع کرده ام؟
2. اگر من در مراحل بالاتر دو باره امتحان کنکور بدهم و قبول بشوم حق ديگري هم ضايع مي شود؟
3. اگر من در امتحان وکالت قبول بشوم يک حقي ضايع مي شود و اگر وارد بازار کار بشوم به طور مستمر حقوق يک سري از افراد رو ضايع خواهم کرد به دليل اشکال داشتن مجوز وکالت؟
4. آيا ادامه تحصيل به مراحل بالاتر و اشتغال من با نظر خداوند مخالف است... خواهش مي کنم به طور دقيق و با استدلال جواب بدهيد تا شايد من بعد از چند ماهي به اين مشکلم که پس از استفتائات گوناگون حل نشده است و شکل وسواس به خود گرفته پايان بدهم. در اخر هم دوباره خواهش مي كنم كه به تمام سوالات 1.2.3.4پاسخ بدهيد.

-------------------------------------------------------------------------------
همه ی مراجع تقلید تقلب در امتحانات درسی را حرام می دانند.[1]

سؤال و متن فتوای هر یک از مراجع تقلید به صورت واضح پاسخ گوی سؤالات شما می باشد از این رو بصورت جداگانه آن ها را می آوریم .

سؤال: اگر دانش آموز یا دانشجویی در امتحانات با تقلب نمره ی قبولی کسب کند و به مرحله ی بالاتر برود و از مزایای آن استفاده کند، حکم استفاده از این مزایا چیست؟

حضرت آیت الله خامنه ای: تقلب حرام است، ولی اگر تخصص و مهارت لازم را برای کاری که برای آن استخدام شده دارد و مقررات استخدام رعایت شده، استخدام و دریافت حقوق اشکال ندارد.

حضرت آیت الله فاضل لنکرانی (ره): مشکل است، شرعاً نمی تواند از این مزایا استفاده کند.

حضرت آیت الله بهجت: باید جبران کند آن درس را.

حضرت آیت الله تبریزی(ره): تقلب دروغ عملی است و جایز نیست و اگر کسی این کار را کرد و متصدی کاری شد که خبرویت نمی خواهد و مانند دیگران کار کرد، مانعی ندارد و در صورتی که آن کار خبرویت می خواهد و شخص مذکور خبرویت آن را ندارد، تصدی آن جایز نیست.

حضرت آیت الله صافی گلپایگانی: تقلب در هر امری جایز نیست.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی: در صورتی که در یکی دو ماده ی درسی تقلب کرده باشد، هرچند کار خلاف کرده، ولی مدرک گرفته شده و ادامه ی تحصیل و استخدام با آن مدرک اشکال ندارد.

حضرت آیت الله سیستانی: استفاده ی او اشکال ندارد، گرچه عمل او (تقلب) جایز نیست».[2] و[3]

البته همان گونه که ملاحظه می شود این پاسخ ها تنها از جنبه ارتقاء به رتبه بالاتر و استفاده از امتیازات و حقوق داده شده است و به حکم تضییع حقوق دیگران اشاره ای نشده است.

اما اگر در جایی تقلب باعث تضییع حق از شخص دیگری شود باید جبران شود یا از کسی که حقش تضییع شده است حلالیت بخواهند و رضایت او را بدست آورند مگر این که امکان جبران وجود نداشته باشد.

دفاتر آیات عظام در پاسخ به این سؤال که، اگر کسی در کنکور تقلب کند و حق کسی را ضایع نماید، چون قبول نمی شد و کس دیگری جایش می آمد، چگونه باید جبران کند و حلالیت بطلبد؟، فرموده اند:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

تقلب حرام است و توبه کافی است.

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

باید انصراف دهد تا نفر بعد جایگزین او شود[4].

بهر حال مطابق آنچه در چهار سوال خود مطرح کرده اید، چون طبق شرایط سازمان سنجش در زمانی که شما در کنکور شرکت کرده اید نمرات دوران دبیرستان تأثیری در شرکت و در قبولی کنکور نداشته است، بنا بر این در مقطع کنکور حق کسی را ضایع نکرده اید. و نسبت به تقلب رساندن به دیگران در کنکور چون یقین ندارید که کمک شما در موفقیت آنان نقش داشته است یا نه؟ دیگر دنبال نکنید و جلوی وسوسه ی شیطان را بگیرید و ان شاء ا...حق کسی را ضایع نکرده اید و در مراحل بعدی هم که خوشبختانه دیگر تقلبی انجام نداده اید.

اگر ان شاء ا...برای وکالت قبول شدید چون امتحانات و شرایط آن ربطی به نمرات دبیرستان ندارد بنابراین در این مرحله هم حق کسی ضایع نشده است فقط باید به خاطر انجام تقلب در امتحانات که حرام بوده است توبه کرده و از خداوند مهربان طلب آمرزش نمایید که ان شاء ا... توبه شما پذیرفته می شود. به هر حال جای هیچ گونه وسوسه ای باقی نمی ماند.

--------------------------------------------------------------------------------
[1] رساله ی دانشجویی، مسئله ی 539.
[2] مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید، ج 3، ص 211.
[3] اقتباس از سؤال 1378 (سایت: ۱۴۱۱).
[4] نک: سؤال 1867 (سایت: ۲۰۰۰).


+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 13:50  توسط مبهم  | 

فلسفه اربعين امام حسين(ع)

فلسفه اربعين امام حسين(ع)


     

پرسش:
روز اربعين امام حسين(ع) به طور طبيعي اين سؤال به ذهن متبادر مي شود كه چرا فقط براي امام حسين(ع) روز اربعين تعيين شده است و براي امامان ديگر حتي پيامبراعظم(ص) مراسم روز اربعين نداريم؟
پاسخ:
درپاسخ به اين سؤال شايسته است به نكات كليدي كه روز اربعين را فقط براي امام حسين(ع) تثبيت كرده است به شرح زير اشاره نماييم:
1- در رقم اربعين خصوصيتي وجود دارد كه ساير ارقام آن خصوصيت را ندارد. غالب انبيا در سن چهل سالگي به مقام رسالت رسيده اند. وقتي موسي(ع) تقاضاي ملاقات خصوصي با خدا كرد. ذات اقدس الله مدت مناجات را چهل شب قرار داد. گفته اند در نماز شب چهل مؤمن را دعا كنيد. همسايه ها تا چهل خانه را گرامي بداريد. كسي كه چهل حديث را حفظ و بدان عمل كند خداوند چشمه هاي حكمت را از دلش بر زبانش جاري مي گرداند و...
2- فداكاري هاي امام حسين(ع) دين را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دين اسلام كاملا ويژه و منحصر به فرد است. بنابراين حماسه ها و فداكاري هاي امام حسين(ع) را بايد زنده نگه داشت چون زنده نگه داشتن دين اسلام است و گرامي داشت روز عاشورا و اربعين، درحقيقت تلاشي است در جهت زنده نگه داشتن دين اسلام و مبارزه با دشمنان دين و معنويت.
3- مصائب امام حسين(ع) براي هيچ امام و پيامبري پيش نيامده است. به بيان ديگر مصيبت امام حسين(ع) و حوادث كربلا، از همه مصيبت ها بزرگتر و سخت تر بود اگر عامل ديگري هم دركار نبود، همين عامل كافي بود كه نشان بدهد چرا براي امام حسين(ع) بيش از امامان ديگر و حتي بيش از پيامبر اسلام(ص) عزاداري و مراسم سوگواري و مديحه سرايي متعددي برپا مي كنيم.
4- درماه محرم سال 61 (هـ.ق) امام حسين(ع) فرزندان، خويشان و ياران آن حضرت را كشتند و اسيران كربلا را به كوفه و شام بردند و همين اسيران داغديده روز اربعين شهادت امام حسين(ع) و يارانش به كربلا رسيدند و همه مصايب روز عاشورا در آن روز تجديد شد و آن روز، روز سختي براي خاندان پيامبر(ص) بود.
5- دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسين(ع) قصد نابودكردن دين اسلام را داشتند. دشمنان امام حسين(ع) تلاش كردند تا حادثه كربلا به كلي فراموش شود و حتي كساني را كه براي زيارت امام حسين(ع) مي آمدند شكنجه مي كردند و مي كشتند، در زمان متوكل خليفه عباسي، همه قبرهاي كربلا را شخم زدند، مزرعه كردند و مردم را از آمدن براي زيارت قبر امام حسين(ع) منع كردند. شيعيان هم براي مقابله با اينها، از هر مناسبتي استفاده مي كردند و حادثه كربلا را احيا مي كردند كه يكي از اين مناسبتها حادثه روز اربعين است.
6- يكي از نشانه هاي مومن، زيارت امام حسين(ع) در روز اربعين است. از حضرت امام حسن عسگري(ع) روايت شده است كه «علامتهاي مؤمن پنج چيز است، پنجاه و يك ركعت نماز فريضه و نافله در شبانه روز، زيارت اربعين، انگشتر به دست راست كردن، پيشاني برخاك نهادن درسجده و بسم الله را بلندگفتن»1 بنابراين يكي از وظايف شيعيان را اهتمام به زيارت اربعين برشمرده اند.

1- مفاتيح الجنان، ص545

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 13:48  توسط مبهم  | 

زنان محجبه پوست بهتري دارند

زنان محجبه پوست بهتري دارند


 

افراد محجبه از پوست لطیف تری برخوردارند و علایم هیچ بیماری پوستی در آنها دیده نمی شود در حالی که زنان غیرمحجبه با استفاده از کرم های ضدآفتاب سعی در حفظ سلامتی پوست خود داشتند اما این اقدام در طولانی مدت باعث از بین رفتن پوست آنها شده بود.
انجمن سلامت شمال آمریکا در تحقیقات اخیر خود به طور علمی و با آمار ثابت کرد که زنان محجبه کمتر به بیماری های پوستی دچار می شوند.
در این تحقیقات که دو گروه از زنان محجبه و غیرمحجبه در آن شرکت داشتند در مرحله اول افرادی با شرایط جسمانی، سنی و مشاغل یکسان انتخاب شدند و به مدت 3 ماه در روزهای مشخص، مورد آزمایش های ویژه قرار گرفتند.
بعد از گذشت سه ماه محققان به این نتیجه رسیدند که افراد محجبه از پوست لطیف تری برخوردارند و علایم هیچ بیماری پوستی در آنها دیده نمی شود در حالی که زنان غیرمحجبه با استفاده از کرم های ضدآفتاب سعی در حفظ سلامتی پوست خود داشتند اما این اقدام در طولانی مدت باعث از بین رفتن پوست آنها شده بود.
هنگامی که پوست زنان غیرمحجبه به طور کامل از اثر این کرم ها پاک می شد، چین و چروک ها و لک های فراوانی در پوست آنها به چشم می خورد.
محققان اعلام کردند: از آنجا که پوست زنان مسلمان کمتر در معرض پرتوهای فرابنفش خورشید قرار دارد از سلامت بیشتری برخوردار است.
منبع:شيعه نيوز به نقل از ايونا ایونا


+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/07ساعت 13:43  توسط مبهم  | 

عکس از مسجد مقدس جمکران

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/12/05ساعت 13:27  توسط مبهم  | 

مقالات شهیدآوینی

 

فتح خون

 

راوی

اینك زمین در سفر آسمانی خویش به عصر تاسوعا رسیده است و خورشید از امام اذن گرفته كه غروب كند . دیگر تا آن نبأ عظیم ، اندك فاصله ای بیش نمانده است و زمین و آسمان در انتظارند . فرات تشنه است و بیابان از فرات تشنه تر و امام از هر دو تشنه تر. فرات تشنه مشكهای اهل حرم است و بیابان تشنه خون امام و امام از هر دو تشنه تر است؛ اما نه آن تشنگی كه با آب سیراب شود... او سرچشمه تشنگی است ، و می دانی ، رازها را همه ، در خزانه مكتومی نهاده اند كه جز با مفتاح تشنگی گشوده نمی شود . امام سرچشمه راز است و بیابان طف ، عرصه ای كه مكنونات حجاب تكوین را بی پرده می نماید. مگر نه اینكه اینجا را عالم شهادت می نامند ؟ و مگر از این فاش تر هم می توان گفت؟

غروب تاسوعا نزدیك استو امام بر مدخل سراپرده راز، تكیه بر شمشیر زده و در ملكوت می نگرد . عمرسعد فرمان داده است :« یاخیل الله بر مركب ها سوار شوید ؛ بشارت باد شما را به بهشت !...» و آن گمگشتگان برهوت وهم، سپاه شیطان ، بر اسب ها نشسته اند تا به اردوی آل الله حمله برند، و هیاهوی آنان بادیه را سراسر از هول آكنده است. زینب كبری خود را به خیمه امام رساند و او را دید بر در خیمه، تكیه بر شمشیر زده ، چشم بر هم نهاده است. رسول الله آمده بود تا او را بشارت دیدار دهد . امام سربرداشت و به گنجینه دار عالم رنج نگریست : « رسول الله (ص) را به خواب دیدم كه می گفت : زود است كه به ما الحاق خواهی یافت .» ... و طور قلب زینب از این تجلی در خود فرو ریخت.

راوی

آل كسا در انتظار خامس خویشند ، تا روز بعثت به غروب عاشورا پایان گیرد و خورشید رحمت نبوی در افق خونین تاریخ غروب كند و شب آغاز شود... شب نقمتی كه درباطن رحمت حق پنهان بود؛ شبی دراز و دیجور؛ شب ظلمتی كه نور تنها از اختران امامت می گیرد، و چقدر این اختران از كره زمین دورند ! و ماییم اینجا ،‌بر این سفینه سرگردان آسمانی ، در سفری دراز و دشوار... در سفری هزار و چهارصد ساله . اختران نورند‌، نور مطلق ؛ این تویی كه اینجا ، بر كرانه آسمان ، در شب دریغ نور، و امانده ای و بال شكسته ، و جز سوسویی دور به تو نمی رسد . اما در باطن ، این نقمت نیز فرزند رحمتی است كه از میان رنج و خون پای بر سیاره زمین می نهد... سیاره رنج ! و این تویی اكنون، مسافر سفر بلند شب كه در اشتیاق روز، چشم به افق طلوع دوخته ای و انتظار می كشی . اگر شب نبودو اگرشب ،‌‌ آن همه بلند و ژرف نبود ، این اشتیاق نبود. گل وجود آدمی خاك فقر است كه با اشك آمیخته اند و در كوره رنج پخته اند. زینب كبری گنجینه دار عالم رنج است . او را اینچنین بشناس ! او محمل گرانبارترین رنج هایی است كه در این مباركه نهفته :‌ لقد خلقنا الانسان فی كبد. او وارث بیت الاحزان فاطمه است و بیت الاحزان قبله رنج آدمی است .

امام چون دریافت كه عمرسعد قصد دارد حمله را آغاز كند، عباس بن علی را فرستاد كه آن شب را از آنان مهلت بخواهد . عمرسعد پاسخی نگفت و ایستاد. « عمروبن حجاج زُبیدی » روی به آنان كرد و گفت :‌« سبحان الله ! والله اگر اینان از تركان و یا دیلمیان بودند و چنین می خواستند ، بی تردید می پذیرفتيم . اكنون چگونه رواست كه این مهلت را از خاندان محمد دریغ داریم ؟» مشهور است كه می گویند امام حسین (ع) به عباس بن علی فرموده است :« اگر می توانی ، یك امشبی را از آنان مهلت بگیر... خدا می داند كه من چقدر نماز را ، و كثرت دعا و استغفار را دوست می دارم .»

راوی

مگر امام را به این یك شب چه نیازی است كه اینچنین می گوید؟ كیست كه این راز را بر ما بگشاید؟... اصحاب عشق را رنجی عظیم در پیش است . پای بر مسلخ عشق نهادن ، گردن به تیغ جفا سپردن ، با خون كویر تشنه را سیراب كردن و ... دم بر نیاوردن ! اگر ناشئه لیل نباشد، این رنج عظیم را چگونه تاب می توان آورد؟ یا ایها المزمل ـ قم الیل ...ـ انا سنلقی علیك قولا ثقیلا. رسول نیز آن قول ثقیل برگرده قیام لیل نهاد . با این همه ، بار روحی بر آن جلوه اعظم خدا نیز سنگین می نشست . سَبحِ طویل روز ناشئه لیل می خواهد ، اگرنه ، انسان را كجا آن طاقت است كه این رنج عظیم را تحمل كند؟ اما چرا شب؟ و مگردر شب چه سرّی نهفته است كه درروز نیست و خراباتیان چگونه بر این راز آگاهی یافته اند؟ شب سراپرده راز و حرم سرّ عرفاست و رمز‌ آن را بر لوح آسمانِ شب  نگاشته اند ـ اگر بتوانی خواند. جلوه ملكوتی ایمان نوراست و با این چشم كه چشم اهل آسمان است ، زمین آسمان دیگری است كه به مصابیح وجود مؤمنین زینت یافته است. شب عرصه تجلای روح عارف است ، اگر چه روزها را مُظهِر غیر است و خود مخفی است ، و دراین صفت، عارف اختران را ماند.

امام ، نزدیك غروف آفتاب ، اصحاب خویش را گرد آورد تا با آنان سخن بگوید . حضرت علی بن الحسین ، با آن همه كه بیمار بوده است ، خود را به نزدیكی جمع یاران كشاند تا سخنان امام را بشنود:

« اما بعد... به راستی من نه اصحابی را بهتر و وفادارتر ازاصحاب خویش می شناسم و نه خانواده ای را كه بیش از خانواده ام بر بِرّ و نیكوكاری و حفظ پیوند خانوادگی استوار باشند. خداوند شما را از جانب من بهترین جزای خیر عنایت فرماید. آگاه باشید كه من پیمان خویش را از ذمه شما برداشتم و اذن دادم كه بروید و از این پس مرا بر گرده شما حقی نیست . اینك این شب است كه سر می رسد و شما را در حجاب خویش فرو می پوشد ؛ شب را شتر رهوار خویش بگیرید و پراكنده شوید كه این جماعت مرا می جویند و اگر بر من دست یابند ، به غیر من نپردازند.» سخن چو بدینجا رسید ، یاران را دل از دست رفت و به زبان اعتراض و اعتذار گفتند: «چرا برویم ؟ تا آنكه چند روزی بیش از تو زندگی كنیم ؟ نه ،خداوند این ننگ را ازما دور كند . كاش ما را صد جان بود كه همه را یكایك در راه تو می دادیم .»  نخستین كسی كه بدین كلام ابتدا كرد عباس بن علی بود و دیگران از او پیروی كردند. امام روی به فرزندان مسلم كرد و آنان را رخصت داد كه بروند: « آیا شهادت پدرتان مسلم بن عقیل كافی نیست كه می خواهید مصیبتی دیگر نیز برآن بیفزایید؟» غَلَیان آتش درون زلزالی شد كه كوه های بلند را به لرزه انداخت و صخره های سخت را شكافت و راه آتش را باز كرد. مسلم بن عوسجه برپا ایستاده ، گفت:«یا بن رسول الله ! آیا ما آن كسانیم كه دست از تو برداریم و پیرامون تو را رها كنیم در هنگامه ای كه دشمن اینچنین تو را درمحاصره گرفته است ؟ مگر ما را در پیشگاه حق عذری در این كار باقی است ؟ نه ! والله تا آنگاه كه این نیزه را در سینه دشمن نشكسته ام و شمشیرم را بر فرق دشمن خرد نكرده ام ، دل از تو بر نخواهم كند و اگر مرا سلاحی نباشد ، با سنگ به جنگ آنان خواهم آمد تا با تو كشته شوم.» و « سعید بن عبدالله حنفی» به پا خاست و گفت :« قسم به ذات خداوند كه واگذارت نخواهیم كرد تا او بداند و ببیند كه ما حرمت پیامبرش را در حق تو كه فرزند و وصیّ او هستی ، حفظ كرده ایم . والله ، اگر بدانم كه كشته خواهم شد ، آنگاه جان دوباره خواهم یافت تا پیكرم را زنده بسوزانند و خاكسترم را برباد دهند و این كردار را هفتاد بار مكرر خواهند كرد تا از تو جدا شوم، دست از تو بر نخواهم داشت تا مرگ را در خدمت تو ملاقات كنم . و اگر اینچنین است، چرا الحال از شهادت در راه تو روی برتابم با آنكه جز یك بار كشته شدن بیش نیست و كرامتی جاودانه را نیز به دنبال دارد؟»

راوی

نازك دلی آزادگان چشمه ای زلال است كه از دل صخره ای سخت جوشد. دل مؤمن را كه می شناسی : مجمع اضداد است ، رحم و شدت را با هم دارد و رقت و صلابت را نیز با هم . زلزله ای كه در شانه های ستبرشان افتاده از غلیان آتش درون است؛ چشمه اشك نیز از كنار این آتش می جوشد كه این همه داغ است اماما ، مرا نیز با تو سخنی است كه اگر اذن می دهی بگویم:« من در صحرای كربلا نبوده ام و اكنون هزار وسیصد وچهل و چند سال از آن روز گذشته است. اما مگرنه اینكه آن صحرا بادیه هول ابتلائات است و هیچ كس را تا به بلای كربلا نیازموده اند از دنیا نخواهند برد؟ آنان را كه این لیاقت نیست رها كرده ام ، مرادم آن كسانند كه یا لیتنا كنا معكم گفته اند . پس بگذار مرا كه در جمع اصحاب تو بنشینم و سر در گریبان گریه فرو كنم .» خورشید سرخ تاسوعا در افق نخلستان های كرانه فرات غروب كرده است و زمین ملتهب كربلا را به ستاره جُدَی سپرده و مؤذن آسمانی اذن حضور داده است ودروازه های عالم قرب را گشوده ... زمین از دل ذرات به آسمان پیوسته است و نسیمی خنك از جانب شمال وزیدن گرفته ... و اصحاب  ، نماز گریه می گزارند.

«سید بن طاووس» روایت كرده است كه در آن حال، «محمد بن بشیر حضرمی» را گفتند كه پسرت را در سر حدات مملكت ری به اسارت گرفته اند و او گفت :« عوض جان او و جان خویش ، از خالق ، جان ها خواهم گرفت . دوست نمی داشتم كه او را اسیر كنندو من بمانم .» ... یعنی چه خوب است كه اسیری او زمانی رخ نموده است كه من نیز دیری در جهان نخواهم پایید. امام كه مقال او شنید گفت :« خدایت رحمت كند ، من بیعت خویش را از تو برداشتم . برو و فرزند خویش را از اسارت برهان .» او جواب داد:« درندگان بیابان مرا زنده بدرند اگر از تو جدا شوم و تو را در غربت بگذارم و بگذرم؛ آنگاه خبرت را از شتر سواران راهگذر باز پرسم؟ نه هرگز اینچنین نخواهد شد!»

راوی

سفینه اجل به سرمنزل خویش رسیده است و این آخرین شبی است كه امام در سیاره زمین به سر می برد . سیاره زمین سفینه اجل است؛‌سفینه ای كه در دل بحر معلّق آسمان لایتناهی ، همسفر خورشید ، رو به سوی مستقر خویش دارد و مسافرانش را نیز ناخواسته با خود می برد. ای همسفر، نیك بنگر كه دركجایی!مباد كه از سر غفلت این سفینه اجل را مأمنی جاودان بینگاری و دراین توهم ، از سفرآسمانی خویش غافل شوی. نیك بنگر! فراز سرت آسمان است و زیر پایت سفینه ای كه در دریای حیرت به امان عشق رها شده است . این جاذبه عشق است كه او را با عنان توكل به خورشید بسته است و خورشید نیز در طواف شمسی دیگر است و آن شمس نیز در طواف شمسی دیگرو... و همه در طواف شمس الشموس عشق ، حسین بن علی (ع) ... مگرنه اینكه او خود مسافر این سفینه اجل است؟ یاران ! اینجا حیرتكده عقل است ... و تا «خود» باقی است ، این«حیرت» باقی است . پس كار را باید به «مِی» واگذاشت ؛ آن مِی كه تو را از «خویش» می رهاند و من وما را درمسلخ او به قتل می رساند . آه ! ان الله شاء ان یراك قتیلا.

گاه هست كه كس از «خویشتن » رسته ، اما هنوز در بند «تن خویش » است ...  تن هم كه مقهور دهر است. آنگاه از دهر می نالد كه :

یا دهر اف لك من خلیل

كم لك بالاشراق و الاصیل

من صاحب او طالب قتیل

و الدهر لا یقنع بالبدیل

و انما الامر الی الجلیل

و كل حی سالك السبیل

این آوای حسین است كه ازخیمه همسایه می آید ، آنجا كه «جون» شمشیر او را برای پیكار فردا صیقل می دهد. شعر و شمشیر؟ عشق و پیكار؟ آری ! شعر و شمشیر ، عشق و پیكار . این حسین است ، سر سلسله عشاق، كه عَلَم جنگ برداشته است تا خون خویش را همچون كهكشانی از نور بر آسمان دنیا بپاشد و راه قبله را به قبله جویان بنمایاند. آنجا كه قبله نیز در سیطره حرامیان خون ریز است، عشاق را جز این چاره ای نیست. شعر نیز ترنم موزون آن مستی و بیخودی است و شاعر تا از خویش نرهد ، شعرش شعر نخواهد شد .شعر،‌تا شاعر از خویش نرسته است ،‌حدیث نفس است و اگر شاعر از خود رها شود، حدیث عشق است، پس نه عجب اگر شعر و شمشیر و عشق و پیكار با هم جمع شود... كه كار عشق ، یاران ، لاجرم كربلایی است . پس دیگر سخن از منصور و بایزید و جنید و فلان و بهمان مگو كه عشاق حقیقی ، تذكره الاولیا را بر خیابان های خرمشهر و آبادان و سوسنگرد و بر دشت های پرشقایق خوزستان و بر سفیدی برف های ارتفاعات بلند كردستان باخون می نویسند ، با خون.

راز قربت را ، یاران ، در قربانگاه بر سرهای بریده فاش می كنند و میان ما و حسین همین خون فاصله است . میان حسین و یار نیز همان خون فاصله بود و جز خون ... بگذار بگویم كه طلسم شیطان ترس از مرگ است و این طلسم نیز جز در میدان جنگ نمی شكند . مردان حق را خوفی از غیر خدا نیست و این سخن را اگر در میدان كربلایی جنگ نیازمایند، چیست جز لعقی بر زبان؟... اما ای دهر! اگر رسم بر این است كه صبر را جز در برابر رنج نمی بخشند و رضای او نیز در صبر است ، پس این سرِ ما و تیغِ جفای تو... شمر بن ذی الجوشن را بیاور و بر سینه ما بنشان تا سرمان را ازقفا ببرد و زینب رانیز بدین تماشاگه راز بكشان. دیگر، آنان كه مانده اند همه اصحاب عاشورایی امامند و اینان را من دون الله هیچ پیوندی با دنیا نیست ؛ واگر بود، با آن سخن كه امام فرمود ، بریده شد و از آن پس ، دیگر هیچ حجابی آنان را از خدا نمی پوشاند . امام فرموده بود:« شب را شتر رهواری برگیرید و پراكنده شوید » ، نه برای آنكه آنان را در رنج اندازد ،بل تا آنان دل به مرگ بسپارند و اینچنین ، دیگر هیچ پیوندی من دون الله بین آنان و دنیا باقی نماند ؛ كه اگر پیوندها بریده شد، حجاب ها نیز دریده خواهد شد. وای همسفران معراج حسین ، چه مبارك شبی است! تا اینجا جبرائیل را نیز در التزام ركاب داشتید، اما از این پس... بال د سُبُحاتی گشوده اید كه جبرائیل را نیز در آن بار نمی دهند. شما برگزیدگان دشوارترین ابتلائات تاریخ خلقت انسانید و از این است كه حسین شما را به همسفری درمعراج خویشتن پذیرفته است . راز این شب را كسی خواهد گشود كه بال در بال شما بیفكند و این عطیه را جز به كبوتران حرم انس نبخشیده اند . كیانند این كبوتران حرم انس؟ چگونه است كه سینه هایتان نمی شكافد و قلب هایتان تاب این حالات ناب را می آورد و از هم نمی درد؟ اگر نمی دانستم كه «كلام»‌چیست ، می خواستم ازشما كه ما را باز گویید ازآنچه در این شب بر شما رفته است ،ای غوطه ورانِ سبحاتِ جلال !... ای مستانِ جبروتی ، ای  حاجبین سراپرده های انس، ای قبله دارانِ دایره طواف‌ ! ای... چه بگویم ؟ یا لیتنی كنت معكم . اما كلام را برای بیان این رازها نیافریده اند و مفتاح این گنجینه راز ، سكوت است نه كلام.

در ساعات آغاز شب ، «نافع بن هلال» كه به پاسداری ازحرم خیمه ها ایستاده بود ، امام را دید كه در تاریكی ازخیمه ها دور می شود. اوكه آمده بود تا پستی ها و بلندی های زمین پیرامون خیمه گاه را بسنجد، دست نافع كه را شتاب زده خود را به او رسانده بود در دست گرفت و فرمود:« والله امشب همان شب میعاد تخلف ناپذیر است. آیا نمی خواهی در دل شب به درة میان این دو كوه پناهنده شوی و خود را از مرگ برهانی ؟ » امام بار دیگر نافع بن هلال را آزموده بود، نه برای آنكه از حال دل او خبر بگیرد ، بل تا او را به مرز یقین بكشاند و از شرك و شك و خوف برهاند.

راوی

الماس اگر چه از همه جوهرها شفاف تر است ، سخت تر نیز هست . ماندن در صف اصحاب عاشورایی امام عشق تنها با یقین مطلق ممكن است ... و ای دل! تو را نیز از این سنت لایتغیر خلقت گریزی نیست . نپندار كه تنها عاشوراییان را بدان بالا آزموده اند و لاغیر... صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است .

نافع بن هلال خود را به پاهای امام انداخت و گفت :« مادرم بر من بگرید! من این شمشیر را به هزار درهم خریده ام ، آن اسب را نیز به هزار درهم دیگر . قسم به آن خدایی كه با حب شما برمن منت نهاده است، بین من و شما جدایی نخواهد افتاد مگر آنوقت كه این شمشیر كُند شود و آن اسب خسته .» از نافع بن هلال روایت كرده اند كه گفته است: « آنگاه امام بازگشت و به خیمه زینب كبری رفت و من نگاهبانی می دادم و شنیدم كه زینب كبری می گوید: برادر، آیا اصحاب خویش را آزموده ای ! مبادا هنگام دشواری دست از تو بردارند و در میان دشمن تنهایت بگذارند ! ... و امام در پاسخ او فرمود: والله آنان را آزموده ام و نیافتم در آنان جز جنگجویانی دلاور و استوار كه با مرگ در راه من آنچنان انس گرفته اند كه طفلی به پستان های مادرش .» امام عشق ، خود یارانش را اینچنین ستوده است :« جنگجویانی دلاور و استوار كه با مرگ در راه حق آنچنان انس گرفته اند كه طفلی به پستان های مادرش .»

راوی

صحرای بلا به وسعت تاریخ است و كار به یك یا لیتنی كنت معكم ختم نمی شود . اگر مرد میدان صداقتی ، نیك در خویش بنگر كه تو را نیز با مرگ انسی این گونه هست یا خیر! اگر هست كه هیچ ، تو نیز از قبله داران دایره طوافی ، و اگر نه ... دیگر به جای آنكه با زبان «زیارت عاشورا» بخوانی ، در خیل اصحاب آخرالزمانی حسین با دل به زیارت عاشورا برو . «ضحاك بن عبدالله مشرقی » را كه می شناسی ! عصر عاشورا از جبهه حق گریخت بعد از آنكه صبح تا شام را در ركاب امام شمشیر زده بود. خوف ،فرزند شك است و شك ، زاییده شرك و این هرسه ، خوف و شك و شرك ، راهزنان طریق حقند... كه اگر با مرگ انس نگیری ، خوف ، راهِ تو را خواهد زد و امام را در صحرای بلا رها خواهی كرد. شب هر چه در خویش عمیق ترمی شود، اختران را نیز جلوه ای بیشتر می بخشد و این ، سرالاسرار شب زنده داران است . اگر ناشئه لیل نباشد، رنج عظیم روز را چگونه تاب آوریم ؟

حضرت علی اكبر با پنجاه تن از یاران برای آخرین بار راه فرات را گشودند و با چند مشكی آب بازگشتند . یاران غسل شهادت كردند و وضو ساختند و به نماز وداع ایستادند.

راوی

و آن خیمه و خرگاه، كهكشانی شد كه از آن پس ، آن را«مطاف عشق» می خوانند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/02ساعت 2:6  توسط مبهم  | 

مضرات استمنا


تیتر : مضرات استمنا
خلاصه : استمنا کردن نه تنها از نظر دین اسلام عملی حرام است بلکه از نظر پزشکی نیز عملی است که سلامتی را به خطر می اندازد و حتی منجر به مرگ می شود .
متن کل خبر : بنام خدای مهربان
سلام
یکی از سوالات جوانان در مورد راههای ترک استمناء است بنده سعی کردم این بحث را از سه دیدگاه شریعت و اخلاق و علم با کمک مقالات مربوط در این زمینه بررسی کنم و نظر هر سه گروه را بیان کنم
البته لازم به ذکر است که کسی که به خالق خود و هستی بخش عالم اعتماد کند کلام او را بی چون و چرا قبول می کند ولی من سعی کردم نظر متخصصین این بحث را نیز مطرح کنم.
ابتدا نظرات شریعت و اخلاق و علم را بیان می کنم و سپس به راه فرار از این بیماری را مطرح خواهم کرد البته این راههها هم برای کسانی است که می خواهند نجات یابند
1- به نظر تمام فقها هر عملی به غیر از راه شرعی (ازدواج) که موجب شود منی از انسان خارج شود حرام قطعی و جزء گناهان کبیره است . و هیچ عذری هم موجب جواز این عمل نمی شود.
2- بنظر علمای علم اخلاق ،این عمل یکی از بزرگترین موانع رشد و تعالی انسان هست بطوری که بزرگان علم اخلاق نظیر مرحوم سید عبدالله شبر می گوید : وقتی آلت مرد حرکت می کند دو سوم عقل او زایل می شود.
از کتاب گناهان کبیره نکاتی را در اینجا یاد آور می شوم:
هر كس به دستش يا عضو ديگرش استمناء كند، بايد تعزير شود. چون كار حرامي بلكه كبيره‌اي را مرتكب شده است. چنانچه از حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ از حكم آن مي‌پرسند
آن حضرت مي‌فرمايد: گناه بزرگي است كه خداوند در قرآن مجيد از آن نهي فرموده است و استمناء كننده مثل اين است كه به خودش نكاح كرده و اگر كسي را كه چنين كاري مي‌كند، بشناسم، با او همخوراك نخواهم شد
از امام ـ عليه السّلام ـ حكم استمناء را مي‌پرسند،‌ درپاسخ فرمود: از گناهان بزرگ و بسيار زشت است
حضرت صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «سه دسته‌اند كه خداوند با ايشان سخن نمي‌گويد و به نظر رحمت به ايشان نمي‌نگرد و پاكشان نفرموده و برايشان عذاب دردناكي است: كسي كه موي سفيدش را بكند (تا نمايش دهد كه جوان است)، و كسي كه به وسيله عضو خودش شهوتش را خارج كند، و كسي كه با او لواط كرده شود.»[4]
رسول خدا ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد: «هر كس، كه با دست شهوتش را بيرون كند ملعون است
مضرات معرفتی عمل استمناء طبق روایات ،دوری از رحمت خدا و اهل بیت علیهم السلام خواهد بود
3- از منظر علم(عالمان منصف) نیز هیچ پزشکی این عمل را تجویز نکرده است لااقل این عمل را عمل خوب و پسندیده نمی دانند در این قسمت نظر شما را به مطالب پزشکان در این مورد و مضرات این عمل جلب می کنم:
1- جوانانی که به اين عمل مبادرت می ورزند همواره دچار کشمکش های روحی و اضطراب هستند.
2- حساسيت و ضعف مراكز عصبي
3- جلو گيري از رشد قسمتهاي عصبي در طول رشد نوجوان
4- بر هم خوردن نظم وآرامش روحي( به خاطر ترس از گناه )
5- ضعف بينايي شنوايي و سوت كشيدن ممتد گوش
6- از دست رفتن لذت مقاربت پس از ازدواج( باعث مي شود همسران از بعد از مقاربت هيچ لذتي نبرند)
7- احتلام مكرر
8- خستگي و ضعف عضلاني
9- سر گيجه
10- مبتلا شدن به انزال زود رس (در باره عوارض جسمي روحي و حتي خانوادگي زودانزالي مطالب بسيار ميتوان گفت که اين خود امروزه يکي از مشکلات بزرگ تعداد زيادي از مردان و بصورت ثانويه بسياري از زنان متاهل جامعه ما ميباشد.)
11- احساس سر و صدا
12- ضعف روحي به واسطه ارضاء نا كامل وسپس پشيماني از عمل
13- آسیبهای شديد عصبي بدني مثل لاغري لرزش و افسردگي و اضطراب
14- از دست دادن اعتماد به نفس بر اثر از دست دادن قوه اراده
گفتار یکی از پزشکان در سایت سلامت (با مطالعه مطالب ارائه شده فوق ، ممکن است اين اين تصور بوجود آيد که استمناء به مقدار کم نه تنها مضر نيست که شايد با کاهش فشار جنسي سودمند هم باشد.(حتي گروه متعددي از پزشکان، بخصوص در مقالات غربي چنين عقيدهاي را ارائه کرده اند).من هنگام جمع آوري اين مطالب بياد آوردم که شرب الکل در دين اسلام حرام ميباشد، حتي به مقدار کم. در حالي که پزشکان مقدار کم الکل را مضر نميدانند. ولي انسان پس از درک لذت آن، بدليل زياده طلبي ، به مقادير کم راضي نيست. به همين صورت عمل استمناء و خودارضائي جنسي نيز بتدريج با زياده طلبي در لذت جنسي و ارضاء ، و بتدريج با افزايش و استمرار آن تبديل به اعتياد روحي ميگردد. بطوري که بسياري از جوانان با علم به مضرات آن و تمايل شديد به ترک، وحتي پشيماني شديد و انزجار پس از انجام استمناء، قادر به ترک آن نيستند.)

استمناء عملی است که بعداْ به ناراحتی مبدل می گردد و شخص مرتکب را دچار نارضايتی ـ محکوميت نفس و افکاری می کند که شديداْ در وضع اجتماعی و جنسی او اثرات سوئی باقی می گذارد.
در اينجا مقداري از مضرات استمناء را از كتاب «ناتواني‌هاي جنسي» كه مجموعه‌اي از مضرات جسمي و روحي استمناء است به نقل از کتاب گناهان کبیره باز گو می کنیم: اين عمل، مبتلايان را به ضعف قواي شهواني دچار مي‌كند ، جبون و بي‌حال بار مي‌آيند، شهامت و درستي از آنان سلب مي‌شود. چه بسا اشخاصي هستند كه در عنفوان جواني در اثر مبتلا شدن به جلق، چنان دچار ضعف قواي روحي و جسمي مي‌شوند كه معتادين به ترياك و شيره، در مقابل آنان شير نري به شمار مي‌آيند. عمل غير طبيعي جنسي يعني استمناء يا جلق، از لحاظ روابط نزديكي به حواس پنچ‌گانه دارد در درجه‌ي اول، در چشم و گوش اثر مي‌گذارد. بدين معني كه «ديد» چشم را ضعيف كرده و حس سامعه را نيز تا اندازه‌ي قابل توجهي از كار مي‌اندازد. مبتلايان به جلق مخصوصاً آنهايي كه از لحاظ جسماني ضعيف مي‌باشد، غالباً مگسي جلو چشم خود مي‌بينند كه به شدت آنها را ناراحت مي‌كند. و حتي وقتي چشم‌هاي خود را مي‌بندند باز نمي‌توانند از آسيب مگس در امان باشند و چون اين عمل هر بار چند دقيقه ادامه پيدا مي‌كند چشمشان سياهي رفته و دچار سرگيجه مي‌شوند و به زمين مي‌افتند. همچنين به طور مداوم صداي ناهنجاري در گوش خود احساس مي‌كنند كه بسيار ناراحت كننده است. علاوه بر اينها تحليل رفتن قواي جسماني و روحاني، كم شدن خون، پريدگي رنگ، نقصان قواي حافظه، لاغري، ضعف و سستي زياده از حد، بي اشتهايي، كج خلقي، عصبانيت، دوران سر، و هزاران آفت ديگر، از بيماري‌هايي است كه گريبان مبتلايان به جلق را خواهد گرفت.
البته آنهايي كه از لحاظ جسمي قوي هستند، ممكن است قدري ديرتر به اين بيماري‌ها دچار شوند. ولي به هر حال عدم ابتلاء‌به آنها از محالات است و خواه ناخواه همه بايد به چنين مصائبي گرفتار شوند.
از بدبختي‌هاي مبتلايان به جلق يكي اين است كه قوه‌ي اراده‌ي آنان به كلي مختل مي‌گردد و لذا وقتي به عمل خود پي مي‌برند،‌آن قدر اراده ندارند كه به ترك كردن آن اقدام نمايند. پس اينكه مي‌گوييم استمناء از لحاظ روحي نيز قواي انسان را فرسوده مي‌كند، بي‌علت نيست. عمل استمناء، علاوه بر مضار جسمي، از لحاظ جنسي نيز شخص را فرسوده مي‌كند. يعني غدد مترشحه‌ي داخلي را از كار مي‌اندازد از جمله‌ي اين غدد، غده‌ي سازنده‌ي مني است كه بر اثر جلق رفته رفته كوچك شده و به صورت نخودي در مي‌آيد و چون در آن صورت قادر به فعاليت و ساختن مني يا به قول عرب‌ها (ماء ‌الحيات) يعني آب زندگاني نيست، شخص مبتلا براي هميشه از لذايذ جنسي محروم مي‌گردد و اگر به اين صورت از مردي نيفتاد، به طور قطع به صورت ديگري مانند سرعت انزال، كندي انزال، ‌سيلان مني، عدم نعوظ، نعوظ بي‌دوام و امثال اينها به ناتواني جنسي مبتلا خواهد شد. چه بسا ديده يا شنيده شده كه جوانان معتاد به جلق، در اندك مدتي دچار چنان حالتي گرديد كه به جاي ادرار، خون از آنها خارج مي‌شد.
بايد دانست كه اشخاصي كه به اين حالت دچار مي‌شوند ولو در سنين جواني باشند، خطر مرگ در انتظار آنها است. زيرا بدون احساس شهواني و بدون اينكه لذتي ببرند بلا انقطاع مني از آنها دفع مي‌گردد و همين امر باعث مي‌شود كه در حين راه رفتن دفعةً به زمين بخورند و از هوش بروند.
بدون اغراق از هر ده نفر بيمار مسلولي كه در آسايشگاه خوابيده‌اند، چهار نفر به علت ابتلاء به جلق، به اين بيماري خطرناك دچار گرديده‌اند. يعني بر اثر ابتلاء به استمناء كارشان به جنون كشيده و به گوشه‌ي تيمارستان افتاده‌اند. زيرا عمل مذموم و ناپسند جلق، در قواي دماغي تأثير زيادي دارد و وقتي قواي دماغي شخص مختل شد، مسلم است كه كارش به ديوانگي خواهد كشيد اينها ادعا نيست بلكه حقيقتي است كه علماء و دانشمندان با دهها سال تجربه، به درك آن موفق شده‌اند
دنيا امروز مي‌گويد: خوب بخور، در هيچ امري افراط نكن، قوي باش تا بيمار نشوي. ولي معتادين به جلق، چون اشتهاي خوب خوردن ندارند و در امور جنسي آن هم از راه غير طبيعي افراط مي‌كنند، ناچار ضعيفند. «و چون ضعيف هستند براي ابتلاء به هر نوع بيماري مستعد مي‌باشند.»
به كرات ديده شده كه بعضي از مبتلايان به جلق، بر اثر افراط در اين عمل به يك نوع بيماري به نام جنون استمناء كه شباهت زيادي به ساديسم دارد، مبتلا مي‌شوند و آن وقت حتي با ديدن سگ و گربه هم به فكر استمناء مي‌افتند و بلافاصله مشغول عمل مي‌شوند. و چون هيچ مردي حتي پر شهوت‌ترين اشخاص نمي‌توانند بيش از پنج يا شش ماه از نيروي جنسي خود آن هم به صورتي كه مورد بحث ما است بهره‌برداري كنند، لذا قواي تناسلي آنان به كلي از كار مي‌افتد و يا به وضع دلخراشي به آغوش مرگ پناه مي‌برند
ممكن است بعضي از اشخاص مبتلاي به جلق كه به علت قوي الجثه بودن و يا از لحاظ مبتدي بودن در اين امر، تاكنون بيمار نشده و به مضار عمل ناپسند خود پي نبرده باشند، مطالبي را كه ما در مضرات جلق نوشتيم، اغراق پنداشته و با خود بگويند اگر اين طور است چرا ما تاكنون به اين بيماري‌ها مبتلا نشده‌ايم؟.
در جواب اين عده بايد گفت: اگر امروز مضار جلق، گريبان شما را نگرفته علتش اين است كه قوي الجثه هستيد و يا تازه شروع به كار كرده‌ايد. والا چندي ديگر خواه ناخواه به سراغ شما نيز خواهد آمد. وانگهي ما ادعا نكرده‌ايم كه هر كس يك هفته مبادرت به استمناء كرد، تمام بيماري‌هاي يكباره او را احاطه خواهند كرد. زيرا حالات اندروني در اشخاص فرق مي‌كند. مثلاً ممكن است يك نفر كه براي مدتي مبادرت به جلق كرد، ‌در وهله‌ي اول فقط با سستي اعصاب، يا اختلال حس سامعه، يا ضعيف شدن حس باصره، يا سرگيچه مبتلا شود ولي بعداً ساير بيماري‌ها يك يك به سراغ او بيايند.
پس استمناء (جلق)، هم از نظر شرعي و هم از نظر عرفي و به طور خلاصه من جمع الجهات، حرام و ناپسند است.
با توجه به مطالب با لا و فهمیدن نظر شرع و اخلاق و علم انسان باید به این نکته برسد که هر چه سریعتر از این عمل زشت دست بردارد ولی ترک این عمل برای کسانی که معتاد شده اند سخت است و نیازمند ارائه راهکارهایی برای نجات است ما سعی می کنیم راهکار های گفته شده را در اینجا ذکر کنیم:
1- هر وقت به فکر این کار افتادید به خود بگوئید که آلان خدا من را می بیند.
2- هر وقت به فکر این کار افتادید به خود بگوئید که می خواهید در مقابل چه کسی گناه کنید
3- به یاد داشته باشید وقتی گناه می کنید امام زمان علیه السلام برایتان گریه می کند پس ببینید چه کسی را می خواهید بگریانید.
4- هر کاری که شما را به فکر این کار بیندازد آن کار را سریع ترک کنید.
5- هر صحنه ای که شما را تحریک می کند آن صحنه را ترک کنید.
6- به خدا توکل کنيد.
7- به امام مهدي (عج) توسل کنيد. زیرا شما شیعه او هستید و اگر ظهور کند سربازش شما هستید.
8- قاطعانه براي ترک این عمل تصميم بگيريد. (اگر قبلاً نيز تصميم به ترک جلق گرفته باشيد اما موفق نشده باشيد، اراده شما تا حدي ضعيف شده است. در اين صورت بايد به خود تلقين کنيد که اراده قوي اي داريد. براي اين کار موفقيت هاي خود در زندگي را در ذهن مرور کنيد و مرتب به خود بگوييد که من بسيار پر اراده هستم و تصميم به هر کاري که بگيرم، آن کار را انجام خواهم داد.)
9- از رفت و آمد با کساني که شما را مستقيم و غير مستقيم به جلق دعوت مي کنند، دوري کنيد و رابطه خود را با دوستان جلقي تان تا حد ممکن کم کنيد.
10- از صحبت کردن در مورد مسايل شهوت انگيز دوري کنيد. ج) از پوشيدن لباس هاي تنگ و چسبان اجتناب کنيد.
11- از خيال پردازي دوري کنيد و سعي کنيد هميشه مشغول به کارهاي مفيد باشيد. (مطالعه کتابهاي غير شهوت انگيز، ورزش سنگين و ...) و به ياد داشته باشيد بيکاري مسأله اي است که اگر از آن دوري نکنيد، ممکن است شما را به هر چيزي وادارد. از به ياد آوردن لحظاتي که جلق مي زديد و همچنين تصاوير شهوت انگيزي که ديده ايد، خودداري کنيد.
12- از بودن در مکان هاي تنها خودداري کنيد و وقتي به حمام و دستشويي مي رويد، در را قفل نکنيد. بعد از شستشو حمام را سريع ترک کنيد.
13- از نگاه کردن به بدن عريان خود نيز اجتناب کنيد.
14- سعی کنید تماس بدنی با دیگران و لو در شوخیهای دستی پرهیز کنید.
15- روزه گرفتن دو روز در هفته براي کم کردن حس شهوت جويي شما بسيار مفيد است. اگر قادر به روزه گرفتن نيستيد، غذاي خود را به حداقل برسانيد و وعده غذايي ظهر را نخوريد. سعي کنيد به هنگام خواب شکم شما بيش از حد معمول پر نباشد.
16- از خوردن غذاهاي محرک جنسي پرهيز کنيد. (موز، شکلات، انجير، خرما، پياز، فلفل، تخم مرغ، گوشت قرمز، غذاهاي پرچرب و ...)
17- هميشه مثانه خود را خالي نگه داريد و زياد ادرار کنيد و مايعات کم بنوشيد و قبل از خواب حتماً مثانه خود را تخليه نماييد.
18- شبها قبل از خواب مطالعه کنيد و با لباس کامل بخوابيد و بعد از بيدار شدن سريع رختخواب را ترک نماييد. همچنين هرگز به رو نخوابيد.
19- سعي کنيد حتي الامکان از لمس کردن آلت خود دوري کنيد.
20- سعی کنید دائما وضو داشته باشید.
21- از ذکر خدا ولو در دل غافل نشوید.
22- در اتاق تنها نمانید.
23- شبها تنها نخوابید و یا در جایی بخوابید که فرصت انجام این عمل نباشد.
24- بیاد داشته باشید که تصمیم دارید این عمل را ترک کنید.
25- بعد از تصمیم حتی یک بار هم سراغ این عمل نروید زیرا اراده شما را سست خواهد کرد.
26- یاد مرگ انسان ساز است .
27- پشیمانی بعد از عمل را بیاد داشته باش.
28- این احتمال را بده که دیگر زنده نمانی و بدون توبه در پیشگاه خدا حاضر شوی.
29- مضرات این عمل را بیاد داشته باش.
30- این را بدان که بخاطر لذت چند لحظه ای از رحمت خدا دور می شوی و در نظر اهل بیت(ع).......


برگرفته شده از : .avandeeshg.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/02ساعت 1:45  توسط مبهم  | 

چهل حديث اخلاقى از پيامبر گرامى اسلام

 

چهل حديث اخلاقى از پيامبر گرامى اسلام


1- فضيلت دانش طلبى
« مَنْ سَلَكَ طَريقًا يَطْلُبُ فيهِ عِلْمًا سَلَكَ اللّهُ بِهِ طَريقًا إِلَى الْجَنَّةِ... وَ فَضْلُ الْعالِمِ عَلَى الْعابِدِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلى سائِرِ النُّجُوم لَيْلَةَالْبَدْرِ.»:
هر كه راهى رود كه در آن دانشى جويد، خداوند او را به راهى كه به سوى بهشت است ببرد، و برترى عالِم بر عابد، مانند برترى ماه در شب چهارده، بر ديگر ستارگان است.
2- دين يابى ايرانيان
« لَوْ كانَ الدِّينُ عِنْدَ الثُّرَيّا لَذَهَبَ بِهِ رَجُلٌ مِنْ فارْسَ ـ أَوْ قَالَ ـ مِنْ أَبْناءِ فارْسَ حَتّى يَتَناوَلَهُ.»:
اگر دين به ستاره ثريّا رسد، هر آينه مردى از سرزمين پارس ـ يا اين كه فرموده از فرزندان فارس ـ به آن دست خواهند يازيد.
3- ايمان خواهى ايرانيان
« إِذا نَزَلَتْ عَلَيْهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) سُورَةُ الْجُمُعَةِ، فَلَمّا قَرَأَ: وَ آخَرينَ مِنْهُمْ لَمّا يَلْحَقُوا بِهِمْ. قَالَ رَجُلٌ مَنْ هؤُلاءِ يا رَسُولَ اللّهِ؟ فَلَمْ يُراجِعْهُ النّبِىُّ(صلى الله عليه وآله وسلم)، حَتّى سَأَلَهُ مَرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلاثًا. قالَ وَفينا سَلْمانُ الفارْسىُّ قالَ فَوَضَعَ النَّبِىُّ يَدَهُ عَلى سَلْمانَ ثُمَّ قالَ: لَوْ كَانَ الاِْيمانُ عِنْدَ الثُّرَيّا لَنالَهُ رِجالٌ مِنْ هؤُلاءِ.»:
وقتى كه سوره جمعه بر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل گرديد و آن حضرت آيه وَ آخَرينَ مِنْهُمْ لَمّا يَلْحَقُوا بِهِمْ را خواند.
مردى گفت:اى پيامبر خدا! مراد اين آيه چه كسانى است؟ رسول خدا به او چيزى نگفت تا اين كه آن شخص يك بار، دوبار، يا سه بار سؤال كرد.
راوى مىگويد: سلمان فارسى در ميان ما بود كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)دستش را روى دوش او نهاد، سپس فرمود: اگر ايمان به ستاره ثريّا برسد، هر آينه مردانى از سرزمين اين مرد به آن دست خواهند يافت.
4- مشمولان شفاعت
« أَرْبَعَةٌ أَنَا الشَّفيعُ لَهُمْ يَوْمَ القِيمَةِ:1ـ مُعينُ أَهْلِ بَيْتى.
2ـ وَ الْقاضى لَهُمْ حَوائِجَهُمْ عِنْدَ مَا اضْطُرُّوا إِلَيْهِ.
3ـ وَ الُْمحِبُّ لَهُمْ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ.
4ـ وَ الدّافِعُ عَنْهُمْ بِيَدِهِ.»:
چهار دسته اند كه من، روز قيامت، شفيع آنها هستم:1ـ يارى دهنده اهل بيتم،2ـ برآورنده حاجات اهل بيتم به هنگام اضطرار و ناچارى،3ـ دوستدار اهل بيتم به قلب و زبان،4ـ و دفاع كننده از اهل بيتم با دست و عمل.
5- ملاك پذيرش اعمال
« لا يُقْبَلُ قَوْلٌ إِلاّ بِعَمَل وَ لا يُقْبَلُ قَوْلٌ وَ لا عَمَلٌ إِلاّ بِنِيَّة وَ لا يُقْبَلُ قَوْلٌ وَ لا عَمَلٌ وَ لا نِيَّةٌ إِلاّ بِإِصابَةِ السُّنَّةِ.»:
نزد خداوند سخنى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه همراه با عمل باشد، و سخن و عملى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه همراه با نيّت خالص باشد، و سخن و عمل و نيّتى پذيرفته نمىشود، مگر آن كه مطابق سنّت باشد.
6- صفات بهشتى
« أَلا أُخْبِرُكُمْ بِمَنْ تَحْرُمُ عَلَيْهِ النّارُ غَدًا؟ قيلَ بَلى يا رَسُولَ اللّهِ.
فَقالَ: أَلْهَيِّنُ الْقَريبُ اللَّيِّنُ السَّهْلُ.»:
آيا كسى را كه فرداى قيامت، آتش بر او حرام است به شما معرّفى نكنم؟ گفتند: آرى، اى پيامبر خدا.
فرمود: كسى كه متين، خونگرم، نرمخو و آسانگير باشد.
7- نشانه هاى ستمكار
« عَلامَةُ الظّالِم أَرْبَعَةٌ: يَظْلِمُ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِيَةِ، وَ يَمْلِكُ مَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَةِ، وَ يُبْغِضُ الْحَقَّ وَ يُظْهِرُ الظُّلْمَ.»:
نشانه ظالم چهار چيز است :1ـ با نافرمانى به مافوقش ستم مىكند،2ـ به زيردستش با غلبه فرمانروايى مىكند،3ـ حقّ را دشمن مىدارد،4ـ و ستم را آشكار مىكند.
8- شعبه هاى علوم دين
« إِنَّمَا الْعِلْمُ ثَلاثَةٌ: آيَةٌ مُحْكَمَةٌ أَوْ فَريضَةٌ عادِلَةٌ أَوْ سُنَّةٌ قائِمَةٌ وَ ما خَلاهُنَّ فَهُوَ فَضْلٌ.»:
همانا علم دين سه چيز است، و غير از اينها فضل است:1ـ آيه محكمه (كه منظور از آن علم اصول عقائد است)،2ـ فريضه عادله (كه منظور از آن علم اخلاق است)،3ـ و سنّت قائمه (كه منظور از آن علم احكام شريعت است).
9- فتواى نااهل
« مَنْ أَفْتى النّاسَ بِغَيْرِ عِلْم... فَقَدْ هَلَكَ وَ أَهْلَكَ.»:
كسى كه بدون صلاحيّت علمى براى مردم فتوا دهد، خود را هلاك ساخته و ديگران را نيز به هلاكت انداخته است.
10- روزه واقعى
« أَلصّائِمُ فى عِبادَة وَ إِنْ كانَ فى فِراشِهِ ما لَمْ يَغْتَبْ مُسْلِمًا.»:
روزه دار ـ مادامى كه غيبت مسلمانى را نكرده باشد ـ همواره در عبادت است، اگر چه در رختخواب خود باشد.
11- فضيلت رمضان
« شَهْرُ رَمضانَ شَهْرُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ شَهْرٌ يُضاعَفُ فيهِ الْحَسَناتُ وَ يَمْحُو فيهِ السَّيِّئاتُ وَ هُوَ شَهْرُ الْبَرَكَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الاِْنابَةِ وَ هُوَ شَهْرُ التَّوبَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَ هُوَ شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النّارِ وَ الْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ.
أَلا فَاجْتَنِبُوا فيهِ كُلَّ حَرام وَ أَكْثِرُوا فيهِ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ....»:
ماه رمضان، ماه خداوند عزيز و جليل است، و آن ماهى است كه در آن نيكيها دوچندان و بديها محو مىشود، ماه بركت و ماه بازگشت به خدا و توبه از گناه و ماه آمرزش و ماه آزادى از آتش دوزخ و كاميابى به بهشت است. آگاه باشيد! در آن ماه از هر حرامى بپرهيزيد و قرآن را زياد بخوانيد.
12- نشانه هاى شكيبا
« عَلامَةُ الصّابِرِ فى ثَلاث:أَوَّلُها أَنْ لا يَكْسَلَ،و الثّانِيَةُ أَنْ لا يَضْجَرَ،وَ الثّالِثَةُ أَنْ لا يَشْكُوَ مِنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ. لاَِنـَّهُ إِذا كَسِلَ فَقَدْ ضَيَّعَ الْحَقَّ،وَ إِذا ضَجِرَ لَمْ يُؤَدِّ الشُّكْرَ،وَ إِذا شَكى مِنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَدْ عَصاهُ.»:
علامت صابر در سه چيز است:اوّل: آن كه كسل نشود،دوّم: آن كه آزرده خاطر نگردد،سوّم: آن كه از خداوند عزّوجلّ شكوه نكند،زيرا وقتى كه كسل شود، حقّ را ضايع مىكند،و چون آزرده خاطر گردد شكر را به جا نمىآورد،و چون از پروردگارش شكايت كند در واقع او را نافرمانى نموده است.
13- بدترين جهنّمى
« إِنَّ أَهْلَ النّارِ لَيَتَأَذُّونَ مِنْ ريحِ الْعالِمِ التّارِكِ لِعِلْمِهِ وَ إِنَّ أَشَدَّ أَهْلِ النّارِ نِدامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعا عَبْدًا إِلَى اللّهِ فَاسْتَجابَ لَهُ وَ قَبِلَ مِنْهُ فَأَطاعَ اللّهَ فَأَدْخَلَهُ اللّهُ الْجَنَّةَ وَ أَدْخَلَ الدّاعِىَ النّارَ بِتَرْكِهِ عِلْمَهُ.»:
همانا اهل جهنّم از بوى گند عالمى كه به علمش عمل نكرده رنج مىبرند، و از اهل دوزخ پشيمانى و حسرت آن كس سختتر است كه در دنيا بنده اى را به سوى خدا خوانده و او پذيرفته و خدا را اطاعت كرده و خداوند او را به بهشت درآورده، ولى خودِ دعوت كننده را به سبب عمل نكردن به علمش به دوزخ انداخته است.
14- عالمان دنيا طلب
« أَوْحَى اللّهُ إِلى داوُدَ(عليه السلام) لا تَجْعَلْ بَيْنى وَ بَيْنَكَ عالِمًا مَفْتُونًا بِالدُّنْيا فَيَصُدَّكَ عَنْ طَريقِ مَحَبَّتى فَإِنَّ أُولئِكَ قُطّاعُ طَريقِ عِبادِى الْمُريدينَ، إِنَّ أَدْنى ما أَنـَا صانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنـْزَعَ حَلاوَةَ مُناجاتى عَنْ قُلوبِهِمْ.»:
خداوند به داود(عليه السلام) وحى فرمود كه: ميان من و خودت، عالِم فريفته دنيا را واسطه قرار مده كه تو را از راه دوستىام بگرداند، زيرا كه آنان، راهزنانِ بندگانِ جوياى مناند، همانا كمتر كارى كه با ايشان كنم اين است كه شيرينى مناجاتم را از دلشان بركنم.
15- نتيجه يقين
« لَوْ كُنْتُم تُوقِنُونَ بِخَيْرِ الاْخِرَةِ وَ شَرِّها كَما تُوقِنُونَ بِالدُّنيا لاَثَرْتُمْ طَلَبَ الآخِرَةِ.»:
اگر شما مردم يقين به خير و شرّ آخرت مىداشتيد، همان طور كه يقين به دنيا داريد، البته در آن صورت، آخرت را انتخاب مىكرديد.
16- نخستين پرسش هاى قيامت
« لا تَزُولُ قَدَمَا الْعَبْدِ يَوْمَ القِيمَةِ حَتّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَع: عَنْ عُمْرِهِ فيما أَفـْناهُ، وَ عَنْ شَبابِهِ فيما أَبـْلاهُ، وَ عَنْ عِلْمِهِ كَيْفَ عَمِلَ بِهِ، وَ عَنْ مالِهِ مِنْ أَيـْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فيما أَنـْفَقَهُ، وَ عَنْ حُبِّنا أَهـْلَ الْبَيْتِ.»:
هيچ بنده اى در روز قيامت قدم از قدم برنمىدارد، تا از اين چهار چيز از او پرسيده شود:1ـ از عمرش كه در چه راهى آن را فانى نموده،2ـ و از جوانىاش كه در چه كارى فرسوده اش ساخته،3ـ و از مالش كه از كجا به دست آورده و در چه راهى صرف نموده،4ـ و از دوستىِ ما اهل بيت.
17- محكم كارى
« وَ لكِنَّ اللّهَ يُحِبُّ عَبْدًا إِذا عَمِلَ عَمَلاً أَحـْكَمَهُ.»:
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) وقتى كه با دقّت قبر سعد بن معاذ را پوشاند فرمود: مىدانم كه قبر سرانجام فرو مىريزد و نظم آن بهم مىخورد، ولى خداوند بندهاى را دوست مىدارد كه چون به كارى پردازد، آن را محكم و استوار انجام دهد.
18- مرگ، بيدارى بزرگ
« أَلنّاسُ نِيامٌ إِذا ماتُوا انْتَبَهُوا.»:
مردم در خواباند وقتى كه بميرند، بيدار مىشوند.
19- ثواب اعمال كارساز
« سَبْعَةُ أَسـْباب يُكْسَبُ لِلْعَبْدِ ثَوابُها بَعْدَ وَفاتِهِ:رَجُلٌ غَرَسَ نَخْـلاً أَوْ حَـفَـرَ بِئْـرًا أَوْ أَجْرى نَهْـرًاأَوْ بَنـى مَسْجِـدًا أَوْ كَتَبَ مُصْحَفًا أَوْ وَرَّثَ عِلْمًاأَوْ خَلَّفَ وَلَـدًا صالِحـًا يَسْتَغْفِرُ لَـهُ بَعْـدَ وَفاتِـهِ.»:
هفت چيز است كه اگر كسى يكى از آنها را انجام داده باشد، پس از مرگش پاداش آن هفت چيز به او مىرسد:1ـ كسى كه نخلى را نشانده باشد (درخت مثمرى را غرس كرده باشد)،2ـ يا چاهى را كنده باشد،3ـ يا نهرى را جارى ساخته باشد،4ـ يا مسجدى را بنا نموده باشد،5ـ يا قرآنى را نوشته باشد،6ـ يا علمى را از خود برجاى نهاده باشد،7ـ يا فرزند صالحى را باقى گذاشته باشد كه براى او استغفار نمايد.
20- سعادتمندان
« طُوبى لِمَنْ مَنَعَهُ عَيـْبـُهُ عَنْ عُيـُوبِ الْمُـؤْمِنينَ مِنْ إِخْوانِهِ طُوبى لِمَنْ أَنـْفَقَ الْقَصْدَ وَ بَذَلَ الفَضْلَ وَ أَمْسَكَ قَولَهُ عَنِ الفُضُولِ وَ قَبيحِ الْفِعْلِ.»:
خوشا به حال كسى كه عيبش او را از عيوب برادران مؤمنش باز دارد، خوشا به حال كسى كه در خرج كردن ميانه روى كند و زياده از خرج را ببخشد و از سخنانِ زائد و زشت خوددارى ورزد.
21- دوستى آل محمّد
« مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ شَهيـدًا.
أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ مَغْفُورًا لَهُ.
أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ تائِبـًا.
أَلا وَمَنْ ماتَ عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد ماتَ مُؤْمِنًا مُسْتَكْمِلَ الإِيمانِ.
أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى بُغْضِ آلِ مُحَمَّد جاءَ يَوْمَ الْقِيمَةِ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مَأْيُوسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ.
أَلا وَ مَنْ ماتَ عَلى بُغْضِ آلِ مُحَمَّد لَمْ يَشُمَّ رائِحَةَ الْجَنَّةِ.»:
كسى كه با دوستى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، شهيد مرده است.
آگاه باشيد كسى كه با دوستى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، آمرزيده مرده است.
آگاه باشيد كسى كه با دوستى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، توبه كار مرده است.
آگاه باشيد كسى كه با دوستى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، باايمان كامل مرده است.
آگاه باشيد كسى كه با دشمنى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، در حالى به صحراى قيامت مىآيد كه بر پيشانىاش نوشته شده: نااميد از رحمت خدا.
آگاه باشيد كسى كه با دشمنى آل محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم) بميرد، بوى بهشت به وى نمىرسد.
22- سزاى زن و مرد همسر آزار
«أَيُّمَا امْرَأَة أَذَتْ زَوْجَها بِلِسانِها لَمْ يَقْبَلِ اللّهُ مِنْها صَرْفًا وَ لا عَدْلاً وَ لا حَسَنَةً مِنْ عَمَلِها حَتّى تُرْضِيَهُ وَ إِنْ صامَتْ نَهارَها وَ قامَتْ لَيْلَها وَ كانَتْ أَوَّلَ مَنْ يَرِدُ النّارَ وَ كَذلِكَ الرَّجُلُ إِذا كانَ لَها ظالِمًا.»:
هر زنى كه شوهر خود را با زبان بيازارد، خداوند هيچ جبران و عوض و نيكى از كارش را نمىپذيرد تا او را راضى كند، اگرچه روزش را روزه بگيرد و شبش را به عبادت بگذراند، و چنين زنى اوّل كسى است كه داخل جهنّم خواهد شد، و همچنين است اگر مرد به زنش ستم روا دارد.
23- سزاى زن ناسازگار با شوهر
«أَيُّمَا امْرَأَة لَمْ تَرْفُقْ بِزَوْجِها وَ حَمَلَتْهُ عَلى ما لا يَقْدِرُ عَلَيْهِ وَ ما لا يُطيقُ لَمْ تُقْبَلْ مِنْها حَسَنَةٌ وَ تَلْقَى اللّهَ وَ هُوَ عَلَيْها غَضْبانُ.»:
هر زنى كه با شوهر خود مدارا ننمايد و او را به كارى وادار سازد كه قدرت و طاقت آن را ندارد، از او كار نيكى قبول نمىشود و در روز قيامت، خدا را در حالتى ملاقات خواهد كرد كه بر وى خشمگين باشد.
24- نخستين رسيدگى در قيامت
«أَوَّلُ ما يُقْضى يَوْمَ القِيمَةِ الدِّماءُ.»:
اوّلين كارى كه در روز قيامت به آن رسيدگى مىشود، خون هاى به ناحقّ ريخته شده است.
25- بى رحمى و ترحّم
«إِطَّلَعْتُ لَيْلَةَ أَسْرى عَلَى النّارِ فَرَأَيْتُ امْرَأَةً تُعَذَّبُ فَسَأَلْتُ عَنْها فَقيلَ إِنَّها رَبَطَتْ هِرَّةً وَ لَمْ تُطْعِمْها وَ لَمْ تَسْقِها وَ لَمْ تَدَعْها تَأْكُلُ مِنْ خَشاشِ الاَْرْضِ حَتّى ماتَتْ فعَذَّبَها بِذلِكَ وَ اطَّلَعْتُ عَلَى الْجَنَّةِ فَرَأَيْتُ امْرَأَةً مُومِسَةً يَعنى زانِيَةً فَسَأَلْتُ عَنْها فَقيلَ إِنَّها مَرَّتْ بِكَلْب يَلْهَثُ مِنَ الْعَطَشِ فَأَرْسَلَتْ إِزارَها فى بِئْر فَعَصَرَتْهُ فى حَلْقِهِ حَتّى رَوِىَ فَغَفَرَ اللّهُ لَها.»:
در شب معراج از دوزخ آگاهى يافتم، زنى را ديدم كه در عذاب است. از گناهش سؤال كردم. پاسخ داده شد كه او گربه اى را محكم بست، در حالى كه نه به آن حيوان خوراكى داد و نه آبى نوشاند و آزادش هم نكرد تا خود در روى زمين چيزى را بيابد و بخورد و با اين حال ماند تا مُرد.
خداوند اين زن را به خاطر آن گناه، عذاب كرده است. و از بهشت آگاهى يافتم، زن آلوده دامنى را ديدم و از وضعش سؤال كردم. پاسخ داده شد اين زن به سگى گذر كرد، در حالى كه از عطش، زبانش را از دهان بيرون آورده بود، او پارچه پيرهنش را در چاهى فرو برد، پس آن پارچه را در دهان سگ چلاند تا آن حيوان سيراب شد، خداوند گناه آن زن را به خاطر اين كار بخشيد.
26- عدم پذيرش اعمال ناخالص
«إِذا كانَ يَوْمُ الْقِيمَةِ نادى مُناد يَسْمَعُ أَهْلُ الْجَمْعِ أَيْنَ الَّذينَ كانُوا يَعْبُدُونَ النّاسَ قُومُوا خُذُوا أُجُورَكَمْ مِمَّنْ عَمِلْتُمْ لَهُ فَإِنّى لا أَقـْبـَلُ عَمَلاً خالَطَهُ شَىْءٌ مِنَ الدُّنْيا وَ أَهْلِها »:

چون روز قيامت فرا رسد، ندا دهنده اى ندا دهد كه همه مردم مىشنوند، گويد: كجايند آنان كه مردم را مىپرستيدند؟ برخيزيد و پاداشتان را از كسى كه براى او كار كرديد بگيريد! چون من عملى را كه چيزى از دنيا و اهل دنيا با آن مخلوط شده باشد، قبول نمىكنم.
27- دنيا طلبى، عنصرِ حبط اعمال
«لَيَجيئَنَّ أَقوامٌ يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ أَعْمالُهُمْ كَجِبالِ تِهامَة فَيُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَـىالنّارِ قالُوا يا رَسـُولَ اللّهِ مُصَلّينَ؟ قالَ نَعَمْ يُصَلُّونَ وَ يَصُومُونَ وَيَأْخُذُونَ هِنْـأً مِنَ اللَّيْلِ فَـإِذا عَرَضَ لَهُمْ شَىْءٌ مِنَ الـدُّنْيا وَثَبُوا عَلَيْهِ.»:
در روز قيامت گروهى را براى محاسبه مىآورند كه اعمال نيك آنان مانند كوه هاى تهامه بر روى هم انباشته است! امّا فرمان مىرسد كه به آتش برده شوند! صحابه گفتند: يا رسول اللّه! آيا اينان نماز مىخواندند؟ فرمود: بلى نماز مىخواندند و روزه مىگرفتند و قسمتى از شب را در عبادت به سر مىبردند! امّا همين كه چيزى از دنيا به آنها عرضه مىشد، پرش و جهش مىكردند تا خود را به آن برسانند!
28- با هر كهاى با اوستى
«أَلـْمَرْءُ مَـعَ مَـنْ أَحَـبَّ.»:
آدمى (در قيامت) با كسى است كه او را دوست دارد.
29- دوستى اهل بيت
«مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَحْيى حَياتي وَ يَمُوتَ مَماتي وَ يَسْكُنَ جَنَّةَ عَدْن غَرَسَها رَبّي فَلْيُوالِ عَلِيًّا مِنْ بَعْدي وَلْيُوالِ وَلِيَّهُ وَلْيَقْتَدِ بِالاَْئِمَّةِ مِنْبَعْدي فَإِنَّهُمْ عِتْرَتي وَ خُلِقُوا مِنْ طينَتي رُزِقُوا فَهْمًا وَ عِلْمًا وَوَيْلٌ لِلْمُكَذِّبينَ بِفَضْلِهِمْ مِنْ أُمـَّتي الـْقاطِعينَ فيهمْ صِلَتي لا أَنـَا لَهُمُ اللّهُ شَفاعَتي.»:
هر كس دوست داشته باشد كه چون من زندگى كند و چون من بميرد و در باغ بهشتى كه پروردگارم پرورده جاى بگيرد، بايد بعد از من على را و دوست او را دوست بدارد و به پيشوايان بعد از من اقتدا كند كه آنان عترت من هستند و از طينتم آفريده شدهاند و از درك و دانش برخوردار گرديده اند، و واى بر آن گروه از امّت من كه برترى آنان را انكار كنند و پيوندشان را با من قطع نمايند كه خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نخواهد كرد.
30- ولايت على(عليه السلام) شرط قبولى اعمال
«فَوَ الَّذي بَعَثَني بِالْحَقِّ نَبِيًّا لَوْ جاءَ أَحـَدُكُمْ يَوْمَ الْقِيمَةِ بِأَعْمال كَأَمـْثالِ الْجِبالِ وَ لَمْ يَجىءَ بِوِلايَةِ عَلِىِّ بْنِ أَبيطالب لاََكَبَّهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فِي النّارِ.»:
سوگند به خدايى كه مرا به حقّ برانگيخته، اگر يكى از شما در روز قيامت با اعمالى همانند كوه ها بيايد، امّا فاقد ولايت و قبول حاكميّت على بن ابيطالب باشد، خداوند او را به رو در آتش افكند.
31- پاداش مريض
«إِذا مَرِضَ الْمُسْلِمُ كَتَبَ اللّهُ لَهُ كَأَحْسَنِ ما كانَ يَعْمَلُ فى صِحَّتِهِ وَ تَساقَطَتْ ذُنُوبُهُ كَما يَتَساقَطُ وَرَقُ الشَّجَرِ.»:
وقتى كه مسلمان، بيمار شود، خداوند همانند بهترين حسناتى كه در حال سلامت انجام مىداده در نامه عملش مىنويسد و گناهانش همچون برگ درخت فرو مىريزد.
32- مسئوليت مسلمانى
«مَنْ أَصْبَحَ لايَهْتَمُّ بِأمُوُرِالْمُسْلِمينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلاً يُنادي يالَلْمُسْلِمينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِم.»:
هر كه صبح كند و به امور مسلمين همّت نگمارد، از آنها نيست; و هر كس بشنود كه شخصى فرياد مىزند: «اى مسلمان ها به فريادم برسيد» ولى جوابش نگويد، مسلمان نيست.
33- پيوستگى ايرانيان با اهل بيت
«قالَتِ الرُّسُلُ مِنَ الْفُرْسِ لِرَسُولِ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) إِلى مَنْ نَحْنُ يا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ أَنـْتُمْ مِنّا وَ إِلَيْنا أَهْلَ الْبَيـْتِ.»:
فرستادگان باذان، پادشاه يمن، تحت الحمايه ايران كه اصالتاً ايرانى بودند به حضور پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) آمدند و گفتند: اى رسول خدا: سرانجامِ ما فارسيان به نزد چه كسى خواهد بود؟حضرت فرمود: شما فارسيان از ما هستيد و سرانجامتان به سوى ما و خاندان ما خواهد بود!
قال ابن هشام: فَبَلَغَنى عَنِ الزُّهْرِىِّ إِنّه قالَ: فَمِنْ ثَمَّ قالَ رَسُولُ اللّهِ: سَلْمانُ مِنّا أَهـْلَ الْبَيْتِ.
ابن هشام از قول زهرى گويد: و از همين جا بود كه پيامبر فرمود: سلمان از اهل بيت ماست.
34- خيانت بزرگ (تقدّم مفضول)
«مَنْ تَقَدَّمَ عَلَى الْمُسْلِمينَ وَ هُوَ يَرى أَنَّ فيهِمْ مَنْ هُوَ أَفـْضَلُ مِنْهُ فَقَدْ خانَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْمُسْلِمينَ.»:
كسى كه بر مسلمانان پيشى گيرد، در حالى كه مىداند در ميان آنها كسى افضل و بهتر از او وجود دارد، چنين كسى به خدا و رسولش و همه مسلمانان خيانت كرده است.
35- ارزش هدايت
«لأََنْ يَهْدِىَ اللّهُ بِكَ رَجُلاً واحِدًا خَيْرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ.»:
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) خطاب به حضرت على(عليه السلام) فرمود:در صورتى كه خداوند يك نفر را به دست تو هدايت كند، براى تو از حكومت كردن بر آنچه آفتاب بر آن مىتابد بهتر است.
36- مردمان آخرالزّمان
«يَـأْتى عَلَىالنّاسِ زَمانٌ تَخْبُثُ فيهِ سَرائِرُهُمْ وَ تَحْسُنُ فيهِ عَلانِيَتُهُمْ طَمَعًا فِى الدُّنْيا، لا يُريدُونَ بِهِ ما عِنْدَ رَبِّهِمْ، يَكُونُ دينُهُمْ رِياءً لا يُخالِطُهُمْ خَوْفٌ، يَعُمُّهُمُ اللّهُ بِعِقاب فَيَدْعُونَهُ دُعاءَ الْغَريقِ فَلا يَسْتَجيبُ لَهُمْ!»:
زمانى بر مردم فرا مىرسد كه براى طمعِ در دنيا، باطنشان پليد و ظاهرشان زيبا باشد، علاقهاى به آنچه نزد پروردگارشان است نشان ندهند، دين آنها ريا شود و خوفى ]از خدا[ در دلشان آميخته نشود، خداوند همه آنان را به عذاب سختى گرفتار كند، پس مانند دعاى شخص غريق دعا كنند، ولى دعايشان را اجابت نكند!
37- راستگوترين صحابه
«ما أَظَلَّتِ الْخَضْراءُ وَ لا أَقَلَّتِ الْغَبْراءُ مِنْ ذى لَهْجَة أَصـْدَقُ مِنْ أَبـىذَرٍّ.»:
آسمان سايه نينداخته و زمين دربرنگرفته، صاحب سخنى راستگوتر از ابوذر را.
38- پرسش از عالمان و همنشينى با فقيران
«سائِلُوا الْعُلَماءَ وَ خاطِبُوا الْحُكَماءَ وَ جالِسُوا الْفُقَراءَ.»:
از دانشمندان بپرسيد و با فرزانگان سخن بگوييد و با فقيران بنشينيد.
39- دستبوسى نه!
«هذا تَفْعَلُهُ الأَعاجِمُ بِمُلُوكِها وَ لَسْتُ بِمَلِك إِنَّما أَنـَا رَجُلٌ مِنْكُمْ.»:
مردى خواست تا بر دست رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بوسه زند، پيامبر دست خود را كشيد و فرمود: اين كارى است كه عَجَم ها با پادشاهان خود مىكنند و من شاه نيستم، من مردى از خودتان هستم.
40- مهربانى با همنوعان
«ما آمَنَ بى مَنْ باتَ شَبْعانَ وَ جارُهُ جائِعٌ، وَ ما مِنْ أَهـْلِ قَرْيَة يَبيتُ وَ فيهِمْ جائِعٌ لا يَنْظُرُ اللّهُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيمَةِ.»:
به من ايمان نياورده كسى كه سير بخوابد و همسايه اش گرسنه باشد، و اهل يك آبادى كه شب را بگذرانند و در ميان ايشان گرسنه اى باشد، خداوند در روز قيامت به آنها نظر رحمت نيفكند.

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/01ساعت 18:2  توسط مبهم  | 

تصاویر مدینه ی منوره و مکه ی مکرمه

 

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

31
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/01ساعت 18:1  توسط مبهم  | 

اگر او بیاید...

اگر او بیاید...

امام زمان

 

اگر او بیاید ...

جهان با فروغ جمال عالم آرایش منور گردد.

راهها امن شود.

 ثروت به طور مساوی تقسیم گردد.

همه گنجها را استخراج نماید.

جهان در آسایش و آرامش بی نظیر قرار گیرد.

همگان از حکومت‏حضرتش خشنود باشند.

زمین برکاتش را خارج سازد.

پرچم اسلام بر فراز گیتی به اهتزار در آید.

امت اسلامی مجد و عظمت فوق العاده‏ای پیدا کند.

حکومتهای جابرانه ریشه کن شوند.

شرق و غرب جهان به تسخیر آن حضرت در آید.

فرهنگ بشری به والاترین حد خود برسد.

جهان در ثروت و آبادانی غوطه‏ور شود.

انسانها از رشد عقلانی برخوردار شوند.

همه بدعتهای جاهلی ریشه کن شود.

کینه توزی و دغلبازی رخت‏ بر بندد.

امتیازهای طبقاتی از بین برود.

روابط انسانها بر اساس صفا و وفا استوار گردد.

نیاز همگان بر طرف شود و کسی حاضر به پذیرش زکات نباشد.

همگان در دل خود احساس بی نیازی کنند.

نشانی از شرک و کفر در روی زمین باقی نماند.

همه گردنکشان در برابر آن حضرت تسلیم شوند.

قلب مؤمن از فولاد استوارتر شود.

مردم آرزو کنند که ای کاش نیاکانشان زنده بودند و آن روز فرخنده را می‏دیدند.

عدالت در همه‏جا گسترده شود، احدی مورد ستم قرار نگیرد.

در روی زمین ویرانه‏ای نمی‏ماند، جز اینکه آباد گردد.

 

توضیح:

تمام موارد بالا از کتابهای معتبر حدیث‏شیعه و اهل سنت استخراج شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/30ساعت 23:5  توسط مبهم  | 

 نيكى به پدر و مادر

نيكى به پدر و مادر، وظيفه‏اى اخلاقى است كه در واجب بودن شكر منعم ريشه دارد. انسان فطرتا شاكر و سپاسگزار كسى است كه به او نيكى كرده است.

سپاسگزارى از پدر و مادر، نشانه و گواه سلامت فطرت است و كسى كه به پدر و مادر خود نيكى مى‏كند، از فطرت خود پاسدارى كرده است. اهميت سپاسگزارى از پدر و مادر، چنان است كه خداوند پس از امر به شكرگزارى از خود، شكر پدر و مادر را آورده است:

و وصينا الانسان بوالديه حملته امه و هنا على و هن و فصاله فى عامين ان اشكر لى و لوالديك الى المصير؛ (۲۴۶)

و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم. مادرش به هنگام باردارى او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل كرد و دوران شيرخوارگى او در دو سال پايان مى‏يابد آرى او را سفارش كرديم كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت همه به سوى من است.

و همان طور كه كسى نمى‏تواند شكر پروردگار به جاى آورد، شكرگزارى از پدر و مادر نيز بسيار دشوار و در حد محال است.

از پيامبراكرم(ص) روايت شده است:

لن يجزى ولد عن والده حتى يجده مملوكا فيشتريه و يعتقه؛ (۲۴۷)

هرگز فرزندى پاداش پدرش را ادا نمى‏كند، مگر آن كه پدر مملوك باشد و فرزند او را بخرد و آزاد سازد.

و نيز از ايشان روايت شده است:

بر الوالدين افضل من الصلوة و الصوم و الحج و العمرة و الجهاد فى سبيل اللَّه؛ (۲۴۸)

نيكى به پدر و مادر برتر از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خداست.

نيكى به پدر و مادر چنان اهميتى دارد كه حتى پدر و مادرى كه از نظر عقيده دچار انحراف هستند و يا به فرزند خود ظلم كرده‏اند بايد مورد احترام واقع شوند و فرزند به آنان نيكى كند. (۲۴۹)

مادر حق ويژه‏اى دارد و نيكى به او مقدم است. امام صادق(ع) فرمودند:

شخصى نزد پيامبر اكرم(ص) آمد و پرسيد اى پيامبر! به چه كسى نيكى كنم؟ فرمودند: مادرت پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به مادرت. باز پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به مادرت، دوباره پرسيد: سپس به چه كسى؟ فرمودند: به پدرت. (۲۵۰)

وجوب پرهيز از آزار پدر و مادر

خداوند در قرآن كريم نيكى به پدر و مادر را وظيفه‏اى واجب معرفى فرموده است؛ وظيفه‏اى كه پس از توحيد در پرستش ذكر شده است:

و قضى ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلا هما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كريما؛ (۲۵۱)

پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر خود احسان كنيد؛ اگر يكى از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها حتى اف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.

مطابق اين آيه به پدر و مادر امرى واجب وكوچك‏ترين بى‏احترامى به آنان ممنوع است.اين وجوب و ممنوعيت چنان كه گفتيم پس از بيان وجوب يگانه پرستى ذكر شده است و اين گواه اهميت حقوق والدين است.

اهانت و بى‏احترامى نسبت به والدين به هيچ روى پذيرفته نيست؛ حتى كوچك‏ترين رفتار يا گفتارى كه موجب آزار آنان باشد بر طبق اين آيه ممنوع است.

امام رضا (ع) فرمودند:

اگر لفظى كوتاه‏تر و سبك‏تر از اف وجود داشت خداوند آن را در آيه ذكر مى‏فرمود.
(۲۵۲)

و در روايت ديگرى آمده است كه مقصود از اف كمترين ازار است و اگر كلمه‏اى وجود داشت كه بر آزارى كوچك‏تر دلالت مى‏كرد، خداوند از آن نهى مى‏فرمود.(۲۵۳) روايات بسيارى در نهى از آزار پدر و مادر آمده است. امام باقر(ع) از پيامبر اكرم(ص) نقل فرموده‏اند:

اياكم و عقوق الوالدين فان ريح الجنة توجد من مسيرة الف سنة و لا يجدها عاق... (۲۵۴)

از آزار پدر و مادر بپرهيزيد، زيرا بوى بهشت از هزار سال فاصله بوييده مى‏شود، ولى آزار دهنده پدر و مادر آن را نمى‏يابد.

آزار والدين حتى اگر آنان ظالم باشند جايز نيست. امام صادق(ع) فرمود:

من نظر الى ابويه نظر ماقت و هما ظالمان له لم يقبل اللَّه تعالى له صلوة؛ (۲۵۵)

كسى كه به پدر و مادرش به حالت دشمنى و تنفر نگاه كند خداوند نمازش را نمى‏پذيرد.

فروتنى در برابر والدين

فروتنى در برابر پدر و مادر از سر مهربانى، سفارش خدا و مصداقى از نيكى به پدر و مادر است و نشانه‏اى از روح شكرگزارى به شمار مى‏رود:

واحفض لهما جناح الذل من الرحمة و قل رب رحمهما كما ربيانى صغيرا؛ (۲۵۶)

دو بال فروتنى خويش را از سر مهربانى در برابر آنان فرود آر، و بگو: پروردگارا! آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در خردى پروردند.

از اين بخش از آيه كه فرمود: و قل رب ارحمهما كما ربيانى صغيرا مى‏توان دريافت كه طلب رحمت و بخشايش براى والدين نيز ريشه در احساس شكرگزارى انسان دارد.

امام صادق(ع) فرمودند:

لا تملا عينيك من النظر اليهما الا برحمة و رقة، و لا ترفع صوتك فوق اصواتهما، و لا يدك فوق ايديهما، و لا تقدم قدمهما؛ (۲۵۷)

چشمانت را جز به مهربانى و نرمى به آنان مدوز و صدايت را از صداى آنان بلندتر مكن و دستت را بالاتر از دست آنان مبر و بر آنان پيشى مگير.

وظيفه فرزند پس از درگذشت والدين

فرزند حتى پس از آن كه پدر و مادرش از دنيا مى‏روند. همچنان وظيفه‏اى اخلاقى دارد. او بايد براى آنان نماز بگزارد و از خداوند برايشان درخواست رحمت و مغفرت كند. از امام باقر(ع) روايت شده است:

ان العبد ليكون باراً بوالديه فى حياتهما ثم يموتان فلا يقصى عنهما دينهما و لا يستغفر لهما فيكتبه اللَّه عاقاً و انه ليكون عاقا لهما فى حياتهما غير بار بهما فاذا ما تا قضى دينهما و استغفر لهما فيكتبه اللَّه باراً؛ (۲۵۸)

هر آينه كسى كه نسبت به پدر و مادر خود نيكوكار بوده پس از مرگ آنها دين آنان را ادا نمى‏كند و براى آنان استغفار نمى‏نمايد پس خداوند او را در شمار آزار دهندگان قرار مى‏دهد. و بسا كه كسى آزار دهنده پدر و مادرش بوده و در حياتشان به آنان نيكى نمى‏كرده است ولى پس از مرگ آنها دين آنها را ادا كرده و برايشان استغفار نموده است پس خداوند او را در شمار نيكى كنندگان به والدين قرار مى‏دهد.

از اين روايت فهميده مى‏شود كه اولا: وظيفه سپاسگزارى از پدر و مادر با مرگ آنها خاتمه نمى‏يابد و ديگر اين كه خداوند راه را براى جبران كوتاهى‏هاى فرزند خطا كار باز گزارده است.

خواهر و برادر

رابطه ميان فرزندان يك خانواده رابطه‏اى حساس است. عاطفه‏اى كه ميان والدين و فرزندان وجود دارد در رابطه خواهرى و برادرى رقيق‏تر مى‏شود. از طرف ديگر خواهران و برادران با يكديگر به اندازه‏اى كه پدر و مادر با فرزندان مدارا مى‏كنند، مدارا نمى‏نمايند؛ به همين دليل اصطكاك و برخورد سليقه‏ها و اراده‏ها ميان آنان بيشتر است.

فرزندان خانواده در روابط متقابل خود به تدريج آماده ظاهر شدن در جامعه مى‏شوند؛ آنها روابطى را برقرار مى‏كنند كه عواطف شديدى همچون رابطه والدين و فرزندان در آنها نيست. كودك در رابطه با پدر و مادر خود بسيارى از مشكلات اين رابطه را به سبب محبت پدر و مادر از سر مى‏گذراند و به سبب اعتمادى كه به آنها دارد قادربه ايجاد رابطه مثبت با آنان است. اما در جايى كه چنين اعتمادى نيست و چنان محبتى هم وجود ندارد طرف مقابل گذشت كمترى مى‏كند و براى ايجاد ارتباط تشخيص درست انسان‏هاى صالح و درستكار از بدكاران را ضرورى است. اگر كودك از كنار پدر و مادر خود ناگهان به جامعه منتقل شود، در واقع از فضايى كه محبت و اعتماد در آن فراوان بوده است به فضايى منتقل مى‏شود كه اين دو عنصر بسيار كمتر است اين انتقال دفعى او را با مشكلاتى در برقرارى رابطه مواجه خواهد ساخت؛ اما اگر در خانواده فرصت ايجاد رابطه با خواهران و برادران خود را داشته باشد حالت ميانه‏اى را تجربه مى‏كند كه متوسط رابطه والدين و فرزند و رابطه عمومى شهروندان است. بنابراين رابطه خواهرى و برادرى بسيار اهميت دارد. تجربه نيز نشان مى‏دهد كه فرزندان خانواده‏هاى تك فرزند به اندازه كسانى كه خواهر و برادر داشته مهارت برقرارى رابطه با همسالان و همكاران را ندارند.

به ميزانى كه رابطه اعتماد و محبت ميان خواهران و برادران كمتر از اعتماد و محبت ميان والدين و فرزندان است، حقوق آنان نيز بر يكديگر كمتر است. در عين حال خواهران و برادران حقوق زيادى نسبت به يكديگر دارند و وظايف اخلاقى آنان بسيار با اهميت است. رعايت حقوق خواهران و برادران رابطه عاطفى آنان را تقويت مى‏كند و تقويت اين رابطه در واقع نيكى به پدر و مادر است؛ زيرا والدين همواره دوست دارند فرزندانشان رابطه‏اى محبت‏آميز با هم داشته باشند و اگر اين خواسته خود را برآورده ببينند، خشنود خواهند شد.

براى آشنايى با حق خواهران و برادران به رسالة الحقوق امام زين العابدين (ع) رجوع مى‏كنيم:

و اما حق اخيك فتعلم انه يدك التى تبسطها و ظهرك الذى تلتجى اليه و عزك الذى تعتمد عليه و قوتك التى تصول بها فلا تتخذه سلاحا على معصية اللَّه و لا عدة لظلم بحق اللَّه و لا تدع نصرته على نفسه و معونته على عدوه و الحول بينه و بين شياطينه و تأدية النصيحة و الاقبال عليه فى اللَّه، فان انقاد لربه و احسن الاجابة له و الا فليكن اللَّه آثر عندك و اكرم عليك منه؛ (۲۵۹)

و اما حق برادر تو اين است كه بدانى كه او برايت چون دستى است كه مى‏گشايى و پشتوانه‏اى است كه به آن پناه مى‏برى و عزتى است كه به آن تكيه مى‏كنى و نيرويى است كه به وسيله آن چيرگى مى‏يابى. پس او را وسيله‏اى براى معصيت خدا و كمكى براى ستم به حق خداوند مگير و در يارى او كوتاهى مكن و او را در برابر دشمنش يارى كن و ميان او و شياطينش فاصله انداز و او را نصيحت كن و در راه خدا به او روى آور. پس اگر مطيع فرمانبر پروردگارش بود با او باش و گرنه بايد كه خداوند در نزد تو محبوب‏تر و بزرگ‏تر از او باشد.

از اين جملات در مى‏يابيم كه در نسبت برادرى اصل بر آن است كه برادران دو وظيفه را نسبت به هم انجام مى‏دهند:

۱ - يار و حامى يكديگر باشند.

۲ - در راه خدا ناصح و خير خواه يكديگر باشند.

اين دو وظيفه يكديگر را تكميل مى‏كنند و هيچ يك بدون ديگرى وظايف برادرى را كامل نمى‏كند به نظر مى‏رسد رابطه خونى و عاطفى برادرى تا اندازه بسيار موجب حمايت برادران از يكديگر مى‏شود ولى اگر اين حمايت توأم با بصيرت نسبت به اهداف زندگى نباشد به حمايت‏هاى ناروا و ظالمانه مى‏انجامد براى پيشگيرى از اين گونه حمايت‏هاى ناروا لازم است فقط از كسى كه هدف اخلاقى و الهى را تعقيب مى‏كند حمايت شود و اگر كسى در مسير ناصواب حركت مى‏كند. از آن راه باز داشته و نصيحت شود. توجه به حق بودن يا نبودن آن چه مورد حمايت واقع مى‏شود، حمايت كننده و حمايت شونده را از گناه و ظلم باز مى‏دارد. هر گاه برادرى در مسير مخالف خدا گام زند وظيفه برادران او نصيحت كردن است و چون در طريق الهى حركت كند وظيفه برادران حمايت از اوست.

اگر حمايت و نصيحت با هم جمع شوند، مصداق حقيقى نيكى كردن پديد مى‏آيد. نيكى حقيقى به پدر و مادر نيز بايد تركيبى از اين دو باشد؛ با اين تفاوت كه پدر و مادر حتى اگر نصيحت‏پذير نباشند باز هم بايد از آزردن و جدايى از آنها پرهيز كرد، ولى رابطه برادرى و خواهرى اين گونه نيست.

از پيامبر اكرم(ص) روايت شده است‏۶

بر امك و اباك و اختك و اخاك ثم ادناك فادناك؛ (۲۶۰)

به مادر و پدر و خواهر و برادرت نيكى كن، سپس به خويشاوندان نزديك و آن گاه به خويشان دور نيكى كن.

صله رحم

پس از اعضاى اصلى هر خانواده خويشاوندان قرار دارند. رابطه خويشاوندانى كه رابطه‏اى خونى و مادرى (رحم) دارند، ادامه روابط خانوادگى خواهران و برادران است. داشتن رابطه و احترام به خاله دايى و نزديكان مادر كه مادر روزى با آنان در يك خانه زندگى كرده و رابطه‏اى عاطفى با آنان دارد و هنوز خواستار ادامه رابطه با آنهاست احترام به خواسته مادر تلقى مى‏شود. در مورد عمه و عمو نيز همين مسئله صادق است؛ احترام به آنان و حفظ و ادامه رابطه عاطفى با آنها نيز، در واقع احترام به خواسته پدر است.

در روابط خويشاوندى نيز محبت ميان طرفين شديد است ولى به اندازه محبت ميان والدين و فرزندان نيست. حفظ پيوند عاطفى و محبت‏آميز ميان خويشاوندان محافظت از مهربانى در گستره‏اى وسيع است. خويشاوندى در حقيقت زمينه روحى و عاطفى مناسب براى نيكى كردن به ديگران است.

پيوند با ارحام موجب مى‏شود برخى شئون مربوط به ارحام را شأنى از خود تلقى كنيم و نيكى به آنان را نيكى به خود بدانيم. اين ويژگى رابطه خويشاوندى انگيزه نيكى كردن را افزايش مى‏دهد و توفيق عمل صالح را بيشتر مى‏سازد. و عمل صالح بيشتر موجب نزديك شدن انسان به هدف زندگى است. پيامبر اكرم(ص) فرموده‏اند كه خداوند فرمود:

انا الرحمن و هذه الرحم، شققت لها اسماً من اسمى فمن وصلها وصلته و من قطعها بتته؛
(۲۶۱)

من الرحمن هستيم و اينان رحم از نام خود نامى برايشان جدا كردم، پس كسى كه به رحم بپيوندد به او مى‏پيوندم و كسى كه از رحم بگسلد از او بگسلم.

رحم مادران مايه پيوند مهرآميز آدميان است و اين رحمت و مهربانى ميان خويشاوندان را خداوند قرار داده است؛ همان گونه كه رحمت ميان مؤمنان را به رحمت خويش پديد آورد. خداوند همه انسان‏ها را از يك پدر و مادر آفريد؛ آدميان همه خويشاوند هستند و اگر به اين موضوع انديشه كنند مهربانى ميان آنان بيشتر خواهد بود:

يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا كثيرا و نساءاً و اتقوا اللَّه الذى تساءلون به و الارحام ان اللَّه كان عليكم رقيباً؛ (۲۶۲)

اى مردم، از پروردگارتان كه شما را از نفس واحدى آفريد و جفتش را نيز از او آفريد و از آن دو مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد پروا داريد، و از خدايى كه به نام او از همديگر درخواست مى‏كنيد پروا نماييد و زنهار از خويشاوندان مبريد كه خدا همواره بر شما نگهبان است.

اولياء خدا حتى جنگ با گمراهان را براى بسط توحيد و از سر مهربانى به انسان‏ها انجام داده‏اند.

به هر حال رحمت طبيعى ميان ارحام، راه پيوندهاى انسانى را هموارتر مى‏كند و كسى كه از ارحام خود بگسلد، به گسستن از بيگانگان نزديك‏تر است و از همين روست كه قطع رحم نكوهش شده است.

امام صادق(ع) فرمودند:

اتقوا الحالقة فانها تميت الرجال، قلت: و مالحالقه؟ قال: قطيعة الرحم؛ (۲۶۳)

از حالقه بپرهيزيد كه مردان را مى‏ميراند. شخصى پرسيد: حالقه چيست؟ امام پاسخ دادند: گسستن از خويشاوندان.

اميرالمؤمنين(ع) در خطبه‏اى چنين فرمودند:

اعوذباللَّه من الذنوب التى تعجل الفناء؛

از گناهانى كه نابودى را زود هنگام مى‏كنند به خدا پناه مى‏برم. شخصى پرسيد: مگر گناهى هست كه نابودى زودرس آورد؟ ايشان فرمودند:

نعم و يلك قطيعة الرحم؛

آرى، واى بر تو، بريدن از خويشاوندان. سپس فرمودند:

ان اهل البيت ليجتمعون و يتواسون و هم فجرة فيرزقهم اللَّه جل و عز، و ان اهل البيت ليتفرقون و يقطع بعضهم بعضا فيحرمهم اللَّه و هم اتقياء (۲۶۴)

بسا خويشاوندانى كه گناهكارند و لى با هم اجتماع و تواسى مى‏كنند، پس خداوند بزرگ عزيز آنان را روزى مى‏دهد، و بسا خويشاوندان پرهيزكارى كه از يكديگر دورى مى‏كنند و از هم مى‏گسلند، پس خداوند آنان را محروم مى‏سازد.

هر چه بريدن از خويشاوندان نكوهيده و داراى آثار سوء است، صله رحم ستوده و مبارك است:

ان افضل ما توسل به المتوسلون الى اللَّه سبحانه الايمان... وصلة الرحم فانها مثراة فى المال؛
(۲۶۵)

همانا بهترين چيز كه نزديكى خواهان به خداوند به آن دست يازيده‏اند ايمان... و پيوند با خويشان است كه مال را افزون سازد و اجل را واپس اندازد.

و نيز فرمود:

فرض اللَّه الايمان تطهيرا من الشرك... و صلة الرحم منماة للعدد؛ (۲۶۶)

خدا ايمان را واجب كرد تا موجب پاكى از شرك باشد... و پيوند با خويشان را واجب كرد تا سبب رشد و فراوانى عدد گردد.

امام سجاد(ع) از رسول خدا(ص) روايت فرمود:

من سره ان يمداللَّه فى عمره، و ان يبسط له فى رزقه فليصل رحمه؛ (۲۶۷)

كسى كه خوش دارد خدا عمرش را دراز كند و روزيش را گشاده سازد پس به خويشاوندانش بپيوندد.

آثار صله رحم در بركات دنياى خلاصه نمى‏شود، بلكه با جلوگيرى از گناه آخرت را نيز آباد مى‏كند:

امام صادق(ع) فرمود:

ان صلة الرحم و البر ليهونان الحساب و يعصمان من الذنوب فصلوا ارحاكم و بروا باخوانكم و لو بحسن السلام و رد الجواب؛ (۲۶۸)

پيوند با خويشاوندان و نيكوكارى، حساب آخرت را آسان مى‏كند و از گناهان باز مى‏دارد. پس به خويشان خود بپيونديد و به برداران خود نيكى كنيد، حتى اگر به نيكى سلام و دادن جواب باشد.

پرسش‏ها

۱ - در ضمن چند سطر از وظايف فرزند نسبت به والدين در حيات و ممات آنها بنويسيد؟

۲ - چه تفاوتى بين رابطه فرزندان با والدين و فرزندان با يكديگر رابطه خواهر برادرى وجود دارد؟

۳ - اهميت رابطه خواهر و برادرى در چيست؟

۴ - علت توصيه فراوان به صله رحم و دورى از قطع رحم چيست؟

۵ - آيا صله رحم و قطع آن داراى ارزش اخلاقى هستند؟ چرا؟


پى‏نوشتها

(۲۴۶) - لقمان، ۱۴.

(۲۴۷) - المحجة البيضاء، ج ۳، ص ۴۳۴.

(۲۴۸) - همان.

(۲۴۹) - همان، ص ۴۴۲، ۴۴۱.

(۲۵۰) - همان، ص ۴۳۹.

(۲۵۱) - اسراء، ۲۳.

(۲۵۲) - اصول كافى، ج ۲، ص ۳۴۱، حديث ۷.

(۲۵۳) - مجمع البيان، ج ۶، ص ۶۳۱.

(۲۵۴) - همان، ص ۴۴۲.

(۲۵۵) - همان.

(۲۵۶) - اسراء، ۲۴.

(۲۵۷) - المحجة البيضاء، ج ۳، ص ۴۳۸.

(۲۵۸) - همان، ص ۴۴۱.

(۲۵۹) - تحف العقول، رسالة الحقوق، ص ۲۶۴.

(۲۶۰) - المحجة البيضاء، ج ۳، ص ۴۳۵.

(۲۶۱) - همان، ص ۴۲۸.

(۲۶۲) - نساء، ۱.

(۲۶۳) - المحجة البيضاء، ج ۳، ص ۴۳۱.

(۲۶۴) - همان، ص ۴۳۲.

(۲۶۵) - نهج‏البلاغه، الخطبه ۱۱۰.

(۲۶۶) - همان، قصار الحكم، ۲۵۲.

(۲۶۷) - المحجة البيضاء، ج ۳، ص ۴۳۲.

(۲۶۸) - همان، ج ۳، ص ۴۳۳.


+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/30ساعت 22:46  توسط مبهم  | 

غسل جنابت وچيزهايى كه بر جنب حرام است

غسل جنابت وچيزهايى كه بر جنب حرام است

غسل جنابت

يكى از نشانه هاى بلوغ بيرون آمدن مَنى است . به كسى كه از او منى بيرون آمده باشد <جُنُب > و به حالت او<جنابت > مى گويند. يكى از راههايى كه غسل جنابت (براى خواندن نماز واجب و مانند آن ) بر انسان واجب مى شود هنگامى است كه منى از او بيرون آمده باشد.

1ـ به دو چيز انسان جنب مى شود. (يكى از آنها عبارت است از:) بيرون آمدن منى , چه در خواب باشد يا بيدارى , كم باشد يا زياد, با شهوت باشد يا بى شهوت , با اختيار باشد يا بى اختيار(1) (م 347.

2ـ اگر منى از جاى خود حركت كند(2) و بيرون نيايد, يا انسان شك كند كه منى از او بيرون آمده يا نه , غسل بر او واجب نيست (3) (م 353.

3ـ كسى كه غسل جنابت كرده نبايد براى نماز وضو بگيرد, ولى با غسلهاى ديگر(4) نمى شود نماز خواند وبايد وضو هم گرفت (5) (م 392.

چيزهايى كه بر جنب حرام است

پنج چيز بر جُنُب حرام است :

اول : رساندن جايى از به بدن به خط قرآن يا به اسم خدا و اسامى مباركهء پيامبران و امامان (6) كه بنابراحتياط واجب (7) حكم اسم خدا را دارد.(8)

دوم : رفتن در مسجدُالْحَرام (در مكه ) و مسجد پيغمبر(در مدينه )(9) اگرچه از يك در داخل و از درديگر خارج شود.(10)

سوم : توقف (11) در مساجد ديگر, ولى اگر از يك در داخل و از در ديگر خارج شود, يا براى برداشتن چيزى ];برود(12) مانعى ندارد. و احتياط واجب آن است كه در حرم امامان هم توقف نكند.(13)

چهارم :(14) گذاشتن چيزى در مسجد.(15)

پنجم : خواندن (16) سوره اى كه سجدهء واجب دارد و آن چهار سوره است : اول : سورهء سى و دوم قرآن (الم خ تَنزيل (= الف , لام , ميم , تنزيل يا همان سورهء سجده )). دوم : سورهء چهل و يكم (حم سجده (= حاء, ميم , سجده يازهمان سورهء فُصِّلَت >>. سوم : سورهء پنجاه و سوم (وَالنَّجم (يا همان سورهء نَجْم )). چهارم : سورهء نود و ششم (اقْرَءْ (ياجهمان سورهء عَلَق )). و اگر يك حرف (17) از اين چهار سوره را هم بخواند حرام است (م 356.


1ـ مكارم : عبارت (با اختيار باشد يا بى اختيار) در رسالهء ايشان ديده نشد (م 360.
2ـ مكارم : اما از ريختن آن به بيرون جلوگيرى به عمل آورد, يا به علت ديگر بيرون نيايد (م 367.
3ـ بهجت : و همچنين است اگر خواب ببيند كه مُحتَلِم شده (و منى از او بيرون آمده است ), ولى بعد از بيدارشدن اثرى از منى نبيند (غسل بر او واجب نيست ) (م 355.
4ـ تبريزى : بلكه با غسلهاى ديگر واجب (غير از غسل استحاضهء متوسط) و غسلهاى مستحب نيز مى تواندبدون وضو نماز بخواند... (م 397 زنجانى :... و با غسلهاى واجب ديگر ـ غير از غسل استحاضه ـ يا غسلهاى مستحب كه استحباب آن ثابت است ... نيز مى تواند بدون وضو نماز بخواند... (م 397.
5ـ مكارم : با هر غسلى مى توان نماز خواند و وضو واجب نيست , خواه جنابت باشد يا غير آن , واجب باشديا مستحب ... (م 401 زنجانى :... در غسلهايى كه مى بايد رجاءً (يعنى به اميد آنكه مطلوب پروردگار است ) انجام داد بايد وضو گرفت (م 397.
6ـ بهجت : و اسم حضرت زهرا3به طورى كه در وضو گفته شد (م 359.
7ـ تبريزى : قيد (احتياط واجب ) را ندارد, بلكه تمام مسأله به صورت فتواست (م 361.
8ـ زنجانى : رساندن جايى از بدن خود به خط قرآن و بنابر احتياط به اسم خدا و صفات خاصهء او (مانندرحمان ) به هر لغت كه باشد, مگر پولى كه بر آن نام خدا نوشته شده باشد كه دست زدن به آن اشكال ندارد, واحتياط مستحب آن است كه به اسم پيغمبران و امامان و حضرت زهرا: نيز نرساند (م 361.
9ـ زنجانى : و حرم امامان :... و مراد از حرم امامان محوطه اى است كه ضريح مقدس و قبر مطهر در آن قرار دارد نه تمام رواقها يا صحنها (م 361.
10ـ بهجت : و همچنين داخل شدن به آنجا براى برداشتن چيزى بنابر اَحوَط (م 359.
11ـ زنجانى : داخل شدن در مساجد ديگر مگر از يك در داخل و از در ديگر خارج شود (م 361.
12ـ تبريزى : عبارتِ (براى برداشتن چيزى برود) را ندارد (م 361.
13ـ بهجت : بلكه (در حرم امامان ) عبور نيز ننمايد و همچنين در رَواقها(ى حرم ) (م 359.
14ـ مكارم : داخل شدن در مسجد براى گذاشتن چيزى در آن (م 370.
15ـ تبريزى : يا داخل شدن در آن براى برداشتن چيزى (م 361.
16ـ تبريزى : خواندن هر يك از آيات سجدهء واجب ... (م 361 مكارم : خواندن يكى از آيات سجده , ولى خواندن غير آيهء سجده از سورهء سجده مانعى ندارد (م 370 زنجانى : خواندن هر يك از آيات سجدهء واجب وآن در چهار سوره است : اول : سورهء 32 آيهء 15 دوم : سورهء 41 آيهء 37 سوم : سورهء 53 آيهء آخر; چهارم : سوره ء96 آيهء آخر. بلكه بنابر احتياط خواندن آيات ديگر يا قسمتى از يك آيهء سورهء سجده نيز جايز نيست (م 361.
17ـ بهجت : و اگر يك كلمه از اين چهار سوره را هم بخواند حرام است (م 359.
+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/26ساعت 0:36  توسط مبهم  | 

آموزش قرآن

+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/26ساعت 0:17  توسط مبهم  | 

آخرين نبرد در آخرالزمان

آخرين نبرد در آخرالزمان

حتما این پست را مطالعه کنید

مشاهده بر روی ادامه ی مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/24ساعت 19:21  توسط مبهم  | 

حضرت مهدى (عج) و شباهتهاى او با پيامبران

حضرت مهدى (عج) و شباهتهاى او با پيامبران



در خصوص اين موضوع به چند روايت از ائمه معصومين ع توجه نماييد.
1 ـ امام زين العابدين ع فرموده است:
در قائم ما چند سنت از سنتهاى پيغمبران است. اّما سنتى كه از آدم ونوح دارد، طول عمر است و سنتى كه از حضرت ابراهيم دارد، پنهان بودن ولادتش و دورى گزيدن از مردم است. سنتى كه از موسى دارد ترس و غيبت از مردم و از عيسى، اختلافى كه مردم درباره او دارند از ايوب فرج بعد از شدّت، اما سنتى كه از محمد ص دارد قيام با شمشير است.
2 ـ محمد بن مسلم روايت نموده كه:
خدمت امام باقر ع رسيدم تا درباره قائم آل محمد از آن حضرت پرسشى كنم، پيش از آن كه سؤالى بنمايم، فرمود: اى محمد بن مسلم در قائم آل محمد پنج شباهت از پيغمبران است.
شباهت يونس بن متى، يوسف بن يعقوب، موسى، عيسى و محمدص .
1 ـ شباهتى كه به يونس دارد، غيبت اوست كه بعد از پيرى به صورت جوانى به سوى قومش بازگشت .
2 ـ شباهتى كه به يوسف دارد، غيبت و پنهانى او از خواص خود و عموم مردم و برادرانش است.
3 ـ شباهتى كه به موسى دارد، ترس مُمتد او از مردم و غيبت طولانى و مخفى بودن ماجراى ولادتش و پنهان گشتن پيروان او به واسطه آزار و خوارى كه بعد از او به آنها رسيد تا جايى كه خداوند متعال فرمان را صادر كرد و بر دشمنانش پيروز داشت.
4 ـ شباهت او به عيسى ; اختلافى است كه مردم درباره او دارند ; زيرا جماعتى گفتند كه او متولد نشده، عده اى گفتند او مُرده است و گروهى نيز گفتند: او را كشتند و به دار آويختند.
5 ـ امّا شباهتى كه به جّد خويش حضرت محمد ص دارد، قيام با شمشير و كشتن دشمنان خدا و رسول و جباران و گردنكشان و پيروزى وى به وسيله شمشر و رعبى است كه در دلها پديد مى آورد.
از جمله علامات او خروج سفيانى از جانب شام و شخص يمنى از يمن و صداى آسمانى در ماه مبارك رمضان و ندا كننده اى است كه او را به نام و نام پدرش صدا مى زند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/24ساعت 19:18  توسط مبهم  | 

یازده روایت کوتاه از زندگی ساده مقام معظم رهبری

یازده روایت کوتاه از زندگی ساده مقام معظم رهبری

زندگی مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای، بسیار ساده و در پایین ترین سطح و با کم ترین امکانات می باشدالگویی برای مدیران خرد وکلان نظام وحتی مدعیان مردم داری ومردم سالاری درکشورهای مختلف جهان است که باوجود افزایش ثروت درجهان هنوز نتوانسته فاصله مناسبی را بین آحاد جامعه جهانی برقرارسازد.

مشاهده بر روی ادامه ی مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/11/24ساعت 19:15  توسط مبهم  | 

مطلبی برای والدین

هر روز بر تعداد کاربران اینترنت در جهان افزوده می شود ، انواع سرویسهای اینترنتی که بر سرعت دسترسی افراد به اینترنت می افزاید یکی پس از دیگری به بازار می آیند. و اکثر کابران اینترنت حداقل برای یک بار هم که شده به محیط های چت سر زده اند. اما نکته مهم آن است که:” برای کودکان ، اتاق های چت خطرناکتر از سایت های پورنوگرافی است

 

مشاهده بر روی ادمه ی مطالب

والدین گرامی حتما این پست را مطالعه کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/23ساعت 19:23  توسط مبهم  | 

احاديثي در مورد آخر الزمان

احاديثي در مورد آخر الزمان

مشاهده بر روی ادامه مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/23ساعت 17:39  توسط مبهم  | 

احاديثي ناب از امام عصر(عج)

احاديثي ناب از امام عصر(عج)

مشاهده بر روی ادامه ی مطالب
 

 ی

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/11/23ساعت 17:37  توسط مبهم  | 

احادیث

در این پست شما از ۱۰۰ حدیث از ائمه اطهار که از سایت اطلاع رسانی شهید آوینی برگرفته شده است بهره مند می شوید

 

مشاهده بر روی ادامه ی مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/22ساعت 0:52  توسط مبهم  | 

همه چیز در مورد گناه

معناى گناه
گناه به معنى خلاف است و دراسلام هر كارى كه برخلاف فرمان خداوند باشد، گناه محسوب مى‏شود

مشاهده بر روی ادامه ی مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/11/21ساعت 13:52  توسط مبهم  | 

جوانان

جوانان و دغدغه ى دینى
مثبت انگارى
لقمه ى حلال و حرام
پیش گیرى از تکرار گناه
پى آمدهاى روانى رابطه ى نامشروع
پیش گیرى از افزایش روابط نامشروع
آزادى جنسى در بوته ى نقد
معنویت گریزى اجتماعى
غیبت

مشاهده بر روی ادامه ی مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/20ساعت 16:21  توسط مبهم  | 

حرمت استمناء

حرمت استمناء
 

سلام دوست من
شما به اين دو روايت دقت كنيد :
1)
عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ( عليه السَّلام ) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْخَضْخَضَةِ ؟
فَقَالَ : " هِيَ مِنَ الْفَوَاحِشِ ... "

از امام صادق درباره استمناء پرسيده شد ، فرمودند : از فواحش است

2)
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى فِي نَوَادِرِهِ ، عَنْ أَبِيهِ قَالَ سُئِلَ الصَّادِقُ ( عليه السَّلام ) عَنِ الْخَضْخَضَةِ ؟
فَقَالَ : " إِثْمٌ عَظِيمٌ قَدْ نَهَى اللَّهُ عَنْهُ فِي كِتَابِهِ و فَاعِلُهُ كَنَاكِحِ نَفْسِهِ ، و لَوْ عَلِمْتَ بِمَا يَفْعَلُهُ مَا أَكَلْتَ مَعَهُ " .
فَقَالَ السَّائِلُ : فَبَيِّنْ لِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ فِيهِ .
فَقَالَ : " قَوْلُ اللَّهِ : { فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ } و هُوَ مِمَّا ورَاءَ ذَلِكَ " .
فَقَالَ الرَّجُلُ أَيُّمَا أَكْبَرُ الزِّنَا أَوْ هِيَ .
فَقَالَ : " هُوَ ذَنْبٌ عَظِيمٌ ، قَدْ قَالَ الْقَائِلُ بَعْضُ الذَّنْبِ أَهْوَنُ مِنْ بَعْضٍ ، و الذُّنُوبُ كُلُّهَا عَظِيمٌ عِنْدَ اللَّهِ لِأَنَّهَا مَعَاصِيَ ، و أَنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مِنَ الْعِبَادِ الْعِصْيَانَ ، و قَدْ نَهَانَا اللَّهُ عَنْ ذَلِكَ لِأَنَّهَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ ، و قَدْ قَالَ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ : { إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ"

در اين روايت حضرت مي فرمايند : فاعل اين عمل گناهي عظيم صورت داده و گويا با خود نكاح كرده و اگر ميدانستي كه او در واقع چه ميكند ، هيچگاه با وي هم غذا نميشدي .
سائل مي پرسد يابن رسول الله از قرآن برايم بگو !
فرمودند: خداوند ميفرمايد : { فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ } كسي كه غير از نكاح عملي صورت دهد متجاوز است. و استمناء غير نكاح است
سائل ميپرسيد : استمناء بدتر است يا زنا؟
حضرت فرمودند: استمناء گناهي عظيم است چه بسا گوينده اي بگويد بعضي از گناهان خفيفتر از گناهان ديگر است ولي گناهها همه در نزد خدا بزرگند چرا كه عصيان خدا شمرده ميشوند . و خداوند از بندگان خود گناه را دوست نميدارد و ما را از گناه نهي كرده چرا كه از عمل شيطان است و خدا فرموده : شيطان را عبادت نكنيد { إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ.

معمولا چگونه به اين گناه دچار ميشويم ؟!

1) خواندن مقالات و كتابهايي كه بتفصيل از اين كار و نحوه انجام آن سخن ميگويند.

2) خود جوان با دست زدن به الت تناسلي خود و ادراك لذت آني اين عمل قبيح ، آن را صورت دهد.
3. فراگيري اين عمل از دوستان ناباب در پي همسخن شدن با ايشان و گفتگو در باره روابط جنسي .

4) ديدن عكسها و فيلمها و مقالات تحريك كننده و پناه بردن به اين عمل زشت در پي آن.

پيشنهادهايي كوتاه براي دچار نشدن به اين مشكل :

1) ساختن فضايي آرام وبدون تحريك براي فرزندان و دور نگه داشتن ايشان از فضا هاي كثيف و آلوده .
2) عدم تاخير ازدواج به بهانه مشكلات زندگي و مانند آن.
3) ذكر خدا و فراموش نكردن اينكه اين گناه بزرگ به هيچ وجه از چشمهاي بيناي الهي دور نخواهد ماند و از ما در رابطه با آن ، باز خواست شديدي خواهد شد.
4) تقرب به خدا و نماز اول وقت خواندن.
5) روزه گرفته يك يا دو روز در هفته.
6) رفت و آمد نكردن با دوستان ناباب و جايگزني آنها با دوستان مومن و خدا محور.

7) ياد اوري اين نكته كه اين عمل ميتواند موجب مشكلات بدني و جسمي فراواني براي ما شود.
9) نرفتن به رختواب مگر پس از احساس خواب آلودگي فراوان.
10) نخوابيدن بر روي شكم ، چرا كه اين عمل غالبا موجب تحريك الت جنسي خواهد شد

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/20ساعت 16:15  توسط مبهم  | 

روش کلی تر ک خود ارضایی

راه علاج استمنا(خود ارضایی)

مشاهده بر روی ادامه ی مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 19:15  توسط مبهم  | 

احادیث در مورد نماز

مشاهده بر روی ادامه ی مطالب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 18:27  توسط مبهم  | 

آيا عمل استمنا زيان آور است؟

سوال:

 آيا عمل استمنا زيان آور است؟


جواب ازسوی آیت الله مکارم شیرازی

مشاهده در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/13ساعت 19:34  توسط مبهم  | 

مبدا آفرینش زن و مرد

مبدا آفرینش زن و مرد

%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%86.jpg

کتاب: زن در آینه جلال و جمال صفحه 42    نویسنده: آیة الله عبدالله جوادى آملى
آیا خلقت زن وآفرینش مرد از دو گوهر مستقل ودو مبدا قابلى جداگانه است تا هرکدام داراى آثار خاص ولوازم مخصوص باشد، مانند دو گوهر که از دو کان منحاز ظهور مى‏کنند وجنس هرکدام غیر از جنس دیگرى است.
 ویا آن که هر دو از یک گوهرند وهیچ امتیازى بین آنها از لحاظ گوهر وجودى نیست مگر به اوصاف کسبى واخلاق تحصیلى و...
 ویا آن که مرد بالاصاله از یک گوهر خاص خلق شده سپس زن از زوائد مبدا تابع مرد به طور متفرع بر آن آفریده شده است. ویا به عکس یعنى زن بالاصاله از یک گوهر معین آفریده شده سپس مرد از زوائد مبدا تابع مرد بطور طفیلى وفرع وى فراورده شده است؟
احتمال اول جایگاهى در تفسیر وشواهد قرآنى ومانند آن ندارد چنانکه احتمال چهارم نیز فاقد هرگونه شواهد قرآنى وروائى است. عمده احتمال دوم وسوم است. آنچه از ظواهر آیات ناظر به اصل آفرینش استنباط مى‏شود وبرخى از احادیث نیز آن را تایید مى‏نماید همانا احتمال دوم است. واما احتمال سوم نه تنها از ظواهر آیات راجع به خلقت استظهار نمى‏شود بلکه بعضى از احادیث نیز آن را ناصواب مى‏داند. اما آیه‏هاى خلقت مانند:
یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحدة و خلق منها زوجها و بث منهما رجالا کثیرا و نساء و اتقوا الله الذی تسالون به و الارحام ان الله کان علیکم رقیبا (1)
اى مردم از پروردگارتان که شما را از نفس واحده آفریده وجفتش را نیز از او آفرید واز آن دو مردان وزنان بسیارى پراکنده پروا دارید، واز خدایى که به نام او از همدیگر درخواست مى‏کنید پروا کنید، وخویشاوندان رافراموش نکنید که خدا همواره بر شما نگهبان است.
منظور از نفس در این کریمه همانا گوهر وذات واصل و واقعیت عینى شى‏ء است. ومراد از آن، روح، جان، روان ومانند آن نیست. مثلا اگر گفته‏اند فلان شى‏ء فى نفسه چنین است‏یعنى در ذات وهستى اصلى خود چنین است و وقتى گفته‏اند: «جائنی فلان نفسه‏»(2)
یعنى فلان کس خودش آمده است که معناى نفس مرادف با عین یعنى اصل ذات خواهد بود. پس روا نیست که مباحث علم النفس کهن یا تازه را به آیه ربط داد ویا تحقیق درباره آیه محل بحث را با آیات ناظر به پیدایش نفس ونفح آن در انسان ورجوع آن به سوى پروردگار ودیگر مباحث قرآنى مرتبط به احکام روح انسانى وابسته دانست. پس مراد از نفس همانا ذات و واقعیت عینى است.
بنابر مبناى فوق مفاد آیه مزبور اولا این است که همه انسانها از هر صنف، -خواه زن خواه مرد زیرا کلمه ناس شامل همگان مى‏شود از یک ذات وگوهر خلق شده‏اند ومبدا قابلى آفرینش همه افراد یک چیز است، وثانیا اولین زن که همسر اولین مرد است او هم از همان ذات وگوهر عینى آفریده شده، نه از گوهر دیگر ونه فرع بر مرد وزائد بر او وطفیلى وى، بلکه خداوند اولین زن را از همان ذات واصلى آفریده است که همه مردها وزنها را از همان اصل خلق کرده است. آنگاه به کیفیت تکثیر نسل اشاره مى‏شود که از حوصله این مقالت که رسالتى جز مقدمه یک کتاب را ندارد بیرون است. مطالب یاد شده را مى‏توان از آیه:
هو الذی خلقکم من نفس واحدة و جعل منها زوجها... (3)
اوست که شما را از نفس واحدى آفرید، و جفت وى را از آن پدید آورد.
و از آیه:
خلقکم من نفس واحدة ثم جعل منها زوجها... (4)
آفرید شما را از نفس واحد سپس جفت وى را از آن پدید آورد.
استفاده نمود، پس مفاد آیه‏هاى ناظر به اصل آفرینش همانا وحدت مبدا قابلى خلقت همه مردان وزنان ونیز اولین مرد واولین زن که نسل کنونى به آنها منتهى مى‏شوند، خواهد بود.
واما احادیث ناظر به مبدا قابلى آفرینش مانند آنچه محمد بن بابویه قمى (صدوق‏«قده)» وبه طور مرسل در من لا یحضره الفقیه (6) نقل کرده است که: زراره بن اعین از حضرت امام صادق... سؤال کرد:
 نزد ما مردمى هستند که مى‏گویند خداوند حوا را از بخش نهایى ضلع چپ آدم آفرید; امام صادق... فرمود:
خداوند از چنین نسبت، هم منزه است وهم برتر از است... آیا خداوند توان آن را نداشت که همسر آدم را از غیر دنده او خلق کند، تا بهانه به دست‏شناعت کنندگان دهد که بگویند بعضى از اجزاى آدم بابعض دیگر نکاح نمود... سپس فرمود:
 خداوند بعد از آفرینش آدم، حوا را به طور نو ظهور پدید آورد... آدم... بعد از آگاهى از خلقت وى از پروردگارش پرسید: این کیست که قرب ونگاه او مایه انس من شده است؟ خداوند فرمود:
 این حوا است آیا دوست دارى که با تو بوده ومایه انس تو شده وبا تو سخن بگوید وتابع تو باشد؟ آدم گفت: آرى پروردگارا تا زنده‏ام سپس تو بر من لازم است، آنگاه خداوند فرمود:
از من ازدواج با او را بخواه چون صلاحیت همسرى تو را جهت تامین علاقه جنسى نیز دارد وخداوند شهرت جنسى را به او عطا نمود... سپس آدم عرض کرد: من پیشنهاد ازدواج با وى را عرضه مى‏دارم، رضاى شما در چیست؟ خداوند فرمود رضاى من در آن است که معالم دین مرا به بیاموزى...
این حدیث گرچه مفصل است واز لحاظ سند نیاز به تحقیقى بیشتر دارد، چون برخى آحاد سلسله مشترک وبرخى مجهول‏اند چنانکه بعضى از مضامین آن هم نیاز به توضیح بیشتر دارد ولى مطالب مهم وسودمندى از آن استفاده مى‏شود که به بعضى از آنها اشاره مى‏شود:
1 - خلقت‏حوا از ضلع ودنده چپ آدم صحیح نیست.
2 - آفرینش حوا همانند خلقت آدم بدیع ونو ظهور بوده ومستقل است.
3 - نزدیکى ونگاه آدم به حوا مایه انس وى شده است وخداوند نیز همین اصل را پایه برقرارى ارتباط بین آنها قرار داده واین انس انسانى قبل از ظهور غریزه شهوت جنسى بوده زیرا جریان غریزه مطلبى است که بعدا مطرح مى‏شود.
4 - خداوند گرایش جنسى وشهوت زناشویى را بر آدم... القا نمود واین در حالى است که جریان انس ودوستى قبلا برقرار شده بود.
5 - بهترین مهریه وصداق همانا تعلیم علوم الهى وآموختن معالم دین است که خداوند آن را به عنوان مهر حضرت حوا بر آدم قرار داده است.
6 - بعد از ازدواج، آدم به حوا گفت‏به طرف من بیا وبه من رو کن وحوا به او گفت تو به سوى من رو کن، خداوند امر کرد که آدم برخیزد وبه طرف حوا برود واین همان راز خواستگارى مرد از زن است وگرنه زن به خواستگارى مرد بر مى‏خواست. البته منظور از این خواستگارى آن خطبه قبل از عقد که در این حدیث مبسوط آمده نیست.
پى‏نوشت‏ها:
1. نساء، 1.
2. تفسیر المیزان، ج 4، ص 144.
3. اعراف، 189.
4. زمر،6.
5. ج‏1، باب 17.
6. ج‏2، ص‏379 کتاب النکاح.


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/11ساعت 17:48  توسط مبهم  |